کتابخانه صوتی | راتا

کتابخانه صوتی | راتا

NewshaCast UG
Země Německo
Jazyk FA
Epizody 17
Nejnovější 05.10.2026

کتابخانه صوتی راتا، هر هفته پنج‌شنبه‌ها یک کتاب صوتی را منتشر می‌کند. کتاب‌ها با اجازه ناشر منتشر می‌شود و می‌توانید آن را به صورت قانونی گوش دهید. این پادکست توسط NewshaCast UG تولید می‌شود.

Epizody

  • فیل - بخش ۱ 05.10.2026 24min
    معرفی کتاب فیلکتاب فیل نوشته ریموند کارور که با ترجمه مصطفی مستور منتشر شده است، جلد سی‌ودوم مجموعه تجربه‌های کوتاه است. بیست سال پیش که مجموعه‌ تجربه‌های کوتاه زیر نظر حسن ملکی برای اولین‌بار منتشر شد، هدفش کمک به عاشقان کتاب بود که فرصت کمی برای مطالعه داشتند. این مجموعه را نشر چشمه دوباره منتشر کرده است.بسیاری از ما در زندگی فرصت خواندن یک رمان طولانی را نداریم، یا امکان حمل کتاب را هر روز تا محل کارمان نداریم و کتاب‌ها نیمه‌کاره می‌مانند. راه چاره پناه بردن به کتاب‌های کم‌حجم و کم‌ورقی است که می‌شود آن‌ها را به‌سادگی خواند. کتاب خواندن در یک نشست. بین دو ایستگاه مترو، بین محل کار تا خانه،در مسیر دانشگاه و ... مجموعه‌ی تجربه‌‌های کوتاه بهترین فرصت است برای خواندن در وقت‌های اندک، برای خواندن در ساعت‌هایی که فکر می‌کنیم هیچ‌کدام از کتاب‌های کتاب‌خانه‌مان را نمی‌توانیم بخوانیم. با مجموعه‌ی تجربه‌های کوتاه شاهکارهای تاریخ ادبیات جهان و تاریخ نمایش جهان در اختیار ما قرار می‌گیرد.درباره کتاب فیلقهرمان داستان فیل، مردی است که به شدت زیر فشار زندگی کمر خم کرده است. او سخت کار می‌کند تا برای خانواده‌اش که در استرالیا زندگی می‌کنند پول بفرستد و زندگی خودش را بگذراند. از طرف دیگر برادرش «بیلی» هم دچار مشکلات مالی شده و طلبکارانش او را تحت فشار گذاشته‌اند. مشکلات مالی همچنان از جهات مختلف اضافه می‌شوند و او را بیش از پیش فرو می‌برند...خواندن کتاب‌های مجموعه تجربه‌های کوتاه را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیماگر فکر می‌کنید فرصت‌تان برای کتاب خواندن کوتاه است اما عطش‌ خواندن و لذت بردن از دنیای کتاب شما را رها نمی‌کند، این مجموعه برای شما نوشته شده است.درباره ریموند کارورریموند کارور، داستان‌نویس و شاعر آمریکایی، در سال ۱۹۳۸ به دنیا آمد. او یک سال پس‌ازاینکه دبیرستان را به پایان رساند، با ماریان بورک هفده‌ساله ازدواج کرد و برای گذران زندگی مجبور شد به کارهایی همچون سرایداری و فروشندگی مشغول شود. در سال ۱۹۵۸ پس‌ازاینکه در کلاس‌های نویسندگی دانشگاه ایالتی چیکو (دانشگاه کالیفرنیای کنونی) شرکت کرد، بسیار به نوشتن علاقه‌مند شد و از آنجا بود که رفته‌رفته نوشتن را آغاز کرد.واخر دههٔ هفتاد، پس‌ از اینکه موفق شد الکل را کنار بگذارد، به‌مدت چند سال در دانشگاه‌های مختلف آمریکا، ازجمله دانشگاه تگزاس و سراکیوز به تدریس ادبیات پرداخت. در سال ۱۹۸۳ اولین جایزهٔ ادبی‌اش را به دست آورد و از آن‌ پس دیگر توانست به‌صورت تمام‌وقت به نوشتن بپردازد. یک سال پیش ‌از این از همسر اولش جدا شده و با تس گالاگر ازدواج کرده بود؛ شاعری که با او در همایشی ادبی آشنا شده بود. این نویسندهٔ بزرگ سرانجام در پنجاه‌سالگی بر اثر سرطان چشم از جهان فروبست.بخشی از کتاب فیلمی‌دانستم دارم اشتباه می‌کنم که آن پول را به برادرم قرض می‌دهم. لزومی نداشت باز هم کسی را بده‌کار خودم کنم. اما وقتی تلفن زد و گفت نمی‌تواند پول خانه‌اش را بپردازد، چه کار می‌توانستم بکنم؟ با این‌که هیچ‌وقت پا در آن خانه نگذاشته‌ام ــ او هزار مایل دور از این‌جا، جائی در کالیفرنیا زندگی می‌کند؛ من حتی هنوز خانه‌اش را ندیده‌ام اما دل‌ام نمی‌خواست خانه را از دست بدهد. پشت تلفن گریه کرد و گفت که دارد همه چیزش را از دست می‌دهد. گفت که پول‌ام را پس می‌دهد. فوریه، یا شاید هم زودتر. حداکثر تا ماه مارس. گفت که مطالبات مالیاتی‌اش در راه است و به‌زودی آن را وصول می‌کند. به‌علاوه، سرمایه‌گذاری مختصری هم کرده که در فوریه به نتیجه می‌رسد. دربارهٔ این سرمایه‌گذاری خیلی سربسته حرف زد، به همین خاطر اصرار نکردم که بیش‌تر توضیح بدهد.گفت «از این نظر مطمئن باش، نمی‌گذارم توی دردسر بیافتی.»جولای گذشته شغل‌اش را از دست داده. شرکتی که در آن کار می‌کرد ــ کارخانهٔ ساخت عایق فایبرگلاس تصمیم گرفت دویست نفر از کارکنان‌اش را اخراج کند. از آن به بعد با مستمری بی‌کاری‌اش زندگی کرده، اما حالا نه مستمری به او پرداخت می‌شود و نه پس‌اندازی برایش باقی مانده. دیگر بیمهٔ درمانی هم ندارد. کارش را که از دست داد، بیمه هم قطع شد. زن‌اش، که ده‌سال از او مسن‌تر است، دیابت دارد و باید معالجه شود. مجبور شده یکی از ماشین‌های‌شان را ــ ماشین زن‌اش را که یک استیشن قدیمی بود ــ بفروشد. هفتهٔ قبل هم تلویزیون‌اش را گرو گذاشته. گفت آن‌قدر تلویزیون را توی بازار سمسارها این‌طرف و آن‌طرفبرای پیشنهادها و تبلیغات در پادکست فارسی با ما در ارتباط باشید:[email protected]
  • من؟ من با همه فرق می‌کنم 01.10.2026 23min
    معرفی کتاب من؟ من با همه فرق می‌کنمکتاب من؟ من با همه فرق می‌کنم، نوشته فردریک پل که با ترجمه پرویز شهریاری منتشر شده است، جلد سی ‌و چهارم مجموعه تجربه‌های کوتاه است. بیست سال پیش که مجموعه‌ تجربه‌های کوتاه زیر نظر حسن ملکی برای اولین‌بار منتشر شد، هدفش کمک به عاشقان کتاب بود که فرصت کمی برای مطالعه داشتند. این مجموعه را نشر چشمه دوباره منتشر کرده است.بسیاری از ما در زندگی فرصت خواندن یک رمان طولانی را نداریم، یا امکان حمل کتاب را هر روز تا محل کارمان نداریم و کتاب‌ها نیمه‌کاره می‌مانند. راه چاره پناه بردن به کتاب‌های کم‌حجم و کم‌ورقی است که می‌شود آن‌ها را به‌سادگی خواند. کتاب خواندن در یک نشست. بین دو ایستگاه مترو، بین محل کار تا خانه،در مسیر دانشگاه و ... مجموعه‌ی تجربه‌‌های کوتاه بهترین فرصت است برای خواندن در وقت‌های اندک، برای خواندن در ساعت‌هایی که فکر می‌کنیم هیچ‌کدام از کتاب‌های کتاب‌خانه‌مان را نمی‌توانیم بخوانیم. با مجموعه‌ی تجربه‌های کوتاه شاهکارهای تاریخ ادبیات جهان و تاریخ نمایش جهان در اختیار ما قرار می‌گیرد.درباره کتاب من؟ من با همه فرق می‌کنمداستان درباره مردی است که به جرم قتل دوستش دستگیر شده. دلایل او برای این قتل و اعترافاتش روند داستان را عجیب می‌کند تا جایی که حقایقی را راجع به خودش و آنچه فکر می‌کند که هست، افشا می‌کند.خواندن کتاب‌های مجموعه تجربه‌های کوتاه را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیماگر فکر می‌کنید فرصت‌تان برای کتاب خواندن کوتاه است اما عطش‌ خواندن و لذت بردن از دنیای کتاب شما را رها نمی‌کند، این مجموعه برای شما نوشته شده است.درباره‌ی فردریک پلفردریک پل در سال ۱۹۱۹ متولد شد. او نویسنده‌ی مشهور آمریکایی بود که به‌عنوان استاد بزرگ داستان های علمی تخیلی شناخته می‌شود. فردریک پل در سال ۱۹۷۷ موفق به کسب جایزه ادبی ویکتور هوگو شد و در سال ۲۰۱۷ درگذشت.بخشی از کتاب من؟ من با همه فرق می‌کنممن و کونوت سال‌های زیادی با هم دوست بودیم.جنگ، جنگ لعنتی، ما را از هم جدا کرد. چندسال بعد از جنگ، دوباره در واشینگتن یک‌دیگر را دیدیم. ولی نوعی بی‌گانگی ما را از هم دور می‌کرد. او راه خودش را پیدا کرده بود. با شدت و به‌سختی روی چیزی کار می‌کرد. ولی به کسی نمی‌گفت چه می‌کند. همه چیز را از من و از دیگران پنهان می‌کرد. البته، من هم به نحوی مشغول بودم. ولی از زمانی که در «تشریح» با افتضاح شکست خوردم، کارهایم هیچ ربطی به دانش نداشت. باید بگویم، از همان روزی که برای نخستین‌بار پا به سالن تشریح گذاشتم، از پزشکی بدم آمد. گمان نکنید از جسد مرده می‌ترسیدم. نه! حقیقت این بود که هیچ چیز جالبی در آن نمی‌دیدم.به این ترتیب، نتوانستم یک عنوان دانش‌گاهی به دست آورم. عقیده‌ئی هم به آن نداشتم. یک عنوان علمی و دانش‌گاهی برای پلیس مخفی سنا چه اهمیتی دارد؟درواقع، عنوان چه اهمیتی دارد؟ و من از این بابت که صاحب عنوانی نیستم نه خجالت می‌کشم و نه پشیمان ام. به طور کلی، در زندگی نباید از چیزی خجالت کشید. در ضمن، من از شغلی که دارم لذت می‌برم.سناتورها در برابر ما پلیس‌ها صریح و بی‌پرده اند. رابطهٔ آن‌ها با ما خوب است. خیلی پیش می‌آید که از خبرهای پشت پرده آگاه می‌شویم.خیلی‌ها به ما نیاز دارند: گزارش‌نویسان روزنامه‌ها که در پی شکار خبر تازه هستند؛ سیاست‌بازان و بوروکرات‌ها که می‌توانند، در زمان لازم، از خبری که بابی‌احتیاطی ما به دست آورده‌اند، یک جنجال سیاسی واقعی بسازند...؛ سخن کوتاه، همهٔ آن‌ها که می‌خواهند در جریان خبرهای پشت پرده و دیدگاه‌های نمایندگان سنا قرار گیرند، به ما نیازمند اند.لاری کونوت هم یکی از آن‌ها بود. یک روز در خیابان به او برخوردم. بعد از اندکی صحبت‌های معمولی، پرسید:«آیا می‌توانی برای مذاکراتِ نزدیکِ مربوط به سیاست خارجی، کارت ورودی برای من تهیه کنی؟»و من روز بعد، تلفنی به او اطلاع دادم همه چیز روبه‌راه است.برای پیشنهادها و تبلیغات در پادکست فارسی با ما در ارتباط باشید:[email protected]
  • بره‌ای در پوست گرگ 14.09.2026 46min
    کتاب «بره‌ای در پوست گرگ» (به آلمانی: Schaf im Wolfspelz ) داستانی استعاری و جذاب نوشته رفیق شامی ، نویسنده نام‌آشنای سوری-آلمانی. درباره نویسنده و کتاب نویسنده: رفیق شامی (متولد دمشق، ساکن آلمان) مترجم به فارسی: بیژن شکرریز موضوع کلی: این داستان کوتاه و خواندنی، روایتی عمیق با لایه‌های طنز و فلسفی است که به موضوع هویت، فریبکاری، قدرت و تبعات پنهان شدن پشت نقاب دیگران می‌پردازد. خلاصه داستان قهرمان داستان بره‌ای مغرور و سرتق به نام «هیلو» است که در میان گله به خودشیفتگی و خودپسندی شهرت دارد. ماجرا از جایی آغاز می‌شود که چوپان پس از کشتن یک گرگ، برای نشان دادن شجاعت خود، پوست گرگ را از تنش جدا می‌کند و آنجا می‌گذارد. هیلو که وسوسه شده است تا با پوشیدن پوست این گرگِ مرده، بقیه گوسفندان گله را بترساند و قدرت‌نمایی کند، وارد پوست گرگ می‌شود. اما این بازیگوشی خطرناک طبق نقشه پیش نمی‌رود؛ او ناخواسته سر از گله واقعی گرگ‌ها درمی‌آورد و مجبور می‌شود برای زنده ماندن و لو نرفتن، رفتارهای آن‌ها را تقلید کند و حتی گوشت بخورد. این تغییر هویت اجباری، هیلو را درگیر ماجراهای عجیب، ترسناک و غیرمنتظره‌ای می‌کند. می‌توانید نسخه صوتی یا متنی این کتاب را از پلتفرم‌هایی مانند طاقچه تهیه و مطالعه کنید.برای پیشنهادها و تبلیغات در پادکست فارسی با ما در ارتباط باشید:[email protected]
  • قصه‌های بابام - بخش ۶ 31.08.2026 37min
    معرفی کتاب قصه‌های بابام «قصه‌های بابام» نام اثری از نویسنده آمریکایی، ارسکین کالدول (۱۹۸۷-۱۹۰۳) است که احمد شاملو (۱۳۷۹-۱۳۰۴) آن را ترجمه کرده‌است. کالدول از پیشروان پرداختن به درون‌مایه‌های اجتماعی، از جمله فقر و نژادپرستی به‌ویژه در ایالت‌های جنوبی آمریکا، در ادبیات قرن بیستم آمریکا به‌شمارمی‌رود. بخشی از داستان یک روز صبح، بابام خیلی زودتر از همیشه قبل از طلوع آفتاب بلند شد و بدون این‌که کلمه‌یی با کسی حرف بزند رفت ماهی‌گیری. بابام دوست داشت که بعض روزها، صبح پیش از این‌که مامانم تو خانه رفت وآمدِ روزانه‌اش را شروع کند این شکلی جیم شود و به ماهی‌گیری برود. باری... گاهی بابام به این ترتیب از خانه جیم می‌شد و می‌رفت و غیبت‌اش سه چهار روز طول می‌کشید. محلی که باباجانم در این مدت اُطراق می‌کرد لب رودخانه «باری‌ئر» بود. و طول غیبت‌اش هم بستگی داشت به مقدار صید ماهی‌اش. باباجانم عاشق بی‌قرار و دیوانه ماهی‌گیری بود. از عادات باباجانم یکی هم این بود که همان‌جا دم رودخانه دود و دمی به راه می‌انداخت و ماهی‌ها را کباب می‌کرد... عقیده‌اش این بود که ماهی را از لب رودخانه نباید به خانه برد، چون زن‌ها تا دنیا دنیاست نخواهند فهمید که چه‌قدر آرد ذرت باید به قطعات ماهی بزنند تا لذیذ بشود. مشخصات کتاب  نام کتاب: قصه‌های بابام موضوع: رمان ،  داستان خارج ی نویسنده: ارس‍ک‍ی‍ن‌ ک‍ال‍دول‌ مترجم: احمد شاملو انتشارات:  انتشارات نگاه سال انتشار نسخه فیزیکی: ۱۳۸۹ برای پیشنهادها و تبلیغات در پادکست فارسی با ما در ارتباط باشید: [email protected] برای پیشنهادها و تبلیغات در پادکست فارسی با ما در ارتباط باشید: [email protected]برای پیشنهادها و تبلیغات در پادکست فارسی با ما در ارتباط باشید:[email protected]
  • قصه‌های بابام - بخش ۵ 15.08.2026 1h 3min
    معرفی کتاب قصه‌های بابام «قصه‌های بابام» نام اثری از نویسنده آمریکایی، ارسکین کالدول (۱۹۸۷-۱۹۰۳) است که احمد شاملو (۱۳۷۹-۱۳۰۴) آن را ترجمه کرده‌است.کالدول از پیشروان پرداختن به درون‌مایه‌های اجتماعی، از جمله فقر و نژادپرستی به‌ویژه در ایالت‌های جنوبی آمریکا، در ادبیات قرن بیستم آمریکا به‌شمارمی‌رود.بخشی از داستان یک روز صبح، بابام خیلی زودتر از همیشه قبل از طلوع آفتاب بلند شد و بدون این‌که کلمه‌یی با کسی حرف بزند رفت ماهی‌گیری. بابام دوست داشت که بعض روزها، صبح پیش از این‌که مامانم تو خانه رفت وآمدِ روزانه‌اش را شروع کند این شکلی جیم شود و به ماهی‌گیری برود. باری... گاهی بابام به این ترتیب از خانه جیم می‌شد و می‌رفت و غیبت‌اش سه چهار روز طول می‌کشید. محلی که باباجانم در این مدت اُطراق می‌کرد لب رودخانه «باری‌ئر» بود. و طول غیبت‌اش هم بستگی داشت به مقدار صید ماهی‌اش. باباجانم عاشق بی‌قرار و دیوانه ماهی‌گیری بود. از عادات باباجانم یکی هم این بود که همان‌جا دم رودخانه دود و دمی به راه می‌انداخت و ماهی‌ها را کباب می‌کرد... عقیده‌اش این بود که ماهی را از لب رودخانه نباید به خانه برد، چون زن‌ها تا دنیا دنیاست نخواهند فهمید که چه‌قدر آرد ذرت باید به قطعات ماهی بزنند تا لذیذ بشود.مشخصات کتاب نام کتاب: قصه‌های بابامموضوع: رمان، داستان خارجینویسنده: ارس‍ک‍ی‍ن‌ ک‍ال‍دول‌مترجم: احمد شاملوانتشارات: انتشارات نگاهسال انتشار نسخه فیزیکی: ۱۳۸۹برای پیشنهادها و تبلیغات در پادکست فارسی با ما در ارتباط باشید:[email protected]برای پیشنهادها و تبلیغات در پادکست فارسی با ما در ارتباط باشید:[email protected]برای پیشنهادها و تبلیغات در پادکست فارسی با ما در ارتباط باشید:[email protected]
  • قصه‌های بابام - بخش ۴ 04.08.2026 1h 13min
    معرفی کتاب قصه‌های بابام«قصه‌های بابام» نام اثری از نویسنده آمریکایی، ارسکین کالدول (۱۹۸۷-۱۹۰۳) است که احمد شاملو (۱۳۷۹-۱۳۰۴) آن را ترجمه کرده‌است.کالدول از پیشروان پرداختن به درون‌مایه‌های اجتماعی، از جمله فقر و نژادپرستی به‌ویژه در ایالت‌های جنوبی آمریکا، در ادبیات قرن بیستم آمریکا به‌شمارمی‌رود.بخشی از داستان یک روز صبح، بابام خیلی زودتر از همیشه قبل از طلوع آفتاب بلند شد و بدون این‌که کلمه‌یی با کسی حرف بزند رفت ماهی‌گیری. بابام دوست داشت که بعض روزها، صبح پیش از این‌که مامانم تو خانه رفت وآمدِ روزانه‌اش را شروع کند این شکلی جیم شود و به ماهی‌گیری برود. باری... گاهی بابام به این ترتیب از خانه جیم می‌شد و می‌رفت و غیبت‌اش سه چهار روز طول می‌کشید. محلی که باباجانم در این مدت اُطراق می‌کرد لب رودخانه «باری‌ئر» بود. و طول غیبت‌اش هم بستگی داشت به مقدار صید ماهی‌اش. باباجانم عاشق بی‌قرار و دیوانه ماهی‌گیری بود. از عادات باباجانم یکی هم این بود که همان‌جا دم رودخانه دود و دمی به راه می‌انداخت و ماهی‌ها را کباب می‌کرد... عقیده‌اش این بود که ماهی را از لب رودخانه نباید به خانه برد، چون زن‌ها تا دنیا دنیاست نخواهند فهمید که چه‌قدر آرد ذرت باید به قطعات ماهی بزنند تا لذیذ بشود.مشخصات کتاب نام کتاب: قصه‌های بابامموضوع: رمان، داستان خارجینویسنده: ارس‍ک‍ی‍ن‌ ک‍ال‍دول‌مترجم: احمد شاملوانتشارات: انتشارات نگاهسال انتشار نسخه فیزیکی: ۱۳۸۹برای پیشنهادها و تبلیغات در پادکست فارسی با ما در ارتباط باشید:[email protected]برای پیشنهادها و تبلیغات در پادکست فارسی با ما در ارتباط باشید:[email protected]
  • قصه‌های بابام - بخش ۳ 23.07.2026 52min
    معرفی کتاب قصه‌های بابام«قصه‌های بابام» نام اثری از نویسنده آمریکایی، ارسکین کالدول (۱۹۸۷-۱۹۰۳) است که احمد شاملو (۱۳۷۹-۱۳۰۴) آن را ترجمه کرده‌است.کالدول از پیشروان پرداختن به درون‌مایه‌های اجتماعی، از جمله فقر و نژادپرستی به‌ویژه در ایالت‌های جنوبی آمریکا، در ادبیات قرن بیستم آمریکا به‌شمارمی‌رود.بخشی از داستان یک روز صبح، بابام خیلی زودتر از همیشه قبل از طلوع آفتاب بلند شد و بدون این‌که کلمه‌یی با کسی حرف بزند رفت ماهی‌گیری. بابام دوست داشت که بعض روزها، صبح پیش از این‌که مامانم تو خانه رفت وآمدِ روزانه‌اش را شروع کند این شکلی جیم شود و به ماهی‌گیری برود. باری... گاهی بابام به این ترتیب از خانه جیم می‌شد و می‌رفت و غیبت‌اش سه چهار روز طول می‌کشید. محلی که باباجانم در این مدت اُطراق می‌کرد لب رودخانه «باری‌ئر» بود. و طول غیبت‌اش هم بستگی داشت به مقدار صید ماهی‌اش. باباجانم عاشق بی‌قرار و دیوانه ماهی‌گیری بود. از عادات باباجانم یکی هم این بود که همان‌جا دم رودخانه دود و دمی به راه می‌انداخت و ماهی‌ها را کباب می‌کرد... عقیده‌اش این بود که ماهی را از لب رودخانه نباید به خانه برد، چون زن‌ها تا دنیا دنیاست نخواهند فهمید که چه‌قدر آرد ذرت باید به قطعات ماهی بزنند تا لذیذ بشود.مشخصات کتاب نام کتاب: قصه‌های بابامموضوع: رمان، داستان خارجینویسنده: ارس‍ک‍ی‍ن‌ ک‍ال‍دول‌مترجم: احمد شاملوانتشارات: انتشارات نگاهسال انتشار نسخه فیزیکی: ۱۳۸۹برای پیشنهادها و تبلیغات در پادکست فارسی با ما در ارتباط باشید:[email protected]برای پیشنهادها و تبلیغات در پادکست فارسی با ما در ارتباط باشید:[email protected]
  • قصه‌های بابام - بخش ۲ 22.07.2026 48min
    معرفی کتاب قصه‌های بابام«قصه‌های بابام» نام اثری از نویسنده آمریکایی، ارسکین کالدول (۱۹۸۷-۱۹۰۳) است که احمد شاملو (۱۳۷۹-۱۳۰۴) آن را ترجمه کرده‌است.کالدول از پیشروان پرداختن به درون‌مایه‌های اجتماعی، از جمله فقر و نژادپرستی به‌ویژه در ایالت‌های جنوبی آمریکا، در ادبیات قرن بیستم آمریکا به‌شمارمی‌رود.بخشی از داستان یک روز صبح، بابام خیلی زودتر از همیشه قبل از طلوع آفتاب بلند شد و بدون این‌که کلمه‌یی با کسی حرف بزند رفت ماهی‌گیری. بابام دوست داشت که بعض روزها، صبح پیش از این‌که مامانم تو خانه رفت وآمدِ روزانه‌اش را شروع کند این شکلی جیم شود و به ماهی‌گیری برود. باری... گاهی بابام به این ترتیب از خانه جیم می‌شد و می‌رفت و غیبت‌اش سه چهار روز طول می‌کشید. محلی که باباجانم در این مدت اُطراق می‌کرد لب رودخانه «باری‌ئر» بود. و طول غیبت‌اش هم بستگی داشت به مقدار صید ماهی‌اش. باباجانم عاشق بی‌قرار و دیوانه ماهی‌گیری بود. از عادات باباجانم یکی هم این بود که همان‌جا دم رودخانه دود و دمی به راه می‌انداخت و ماهی‌ها را کباب می‌کرد... عقیده‌اش این بود که ماهی را از لب رودخانه نباید به خانه برد، چون زن‌ها تا دنیا دنیاست نخواهند فهمید که چه‌قدر آرد ذرت باید به قطعات ماهی بزنند تا لذیذ بشود.مشخصات کتاب نام کتاب: قصه‌های بابامموضوع: رمان، داستان خارجینویسنده: ارس‍ک‍ی‍ن‌ ک‍ال‍دول‌مترجم: احمد شاملوانتشارات: انتشارات نگاهسال انتشار نسخه فیزیکی: ۱۳۸۹برای پیشنهادها و تبلیغات در پادکست فارسی با ما در ارتباط باشید:[email protected]برای پیشنهادها و تبلیغات در پادکست فارسی با ما در ارتباط باشید:[email protected]
  • قصه‌های بابام - بخش ۱ 14.07.2026 24min
    معرفی کتاب قصه‌های بابام«قصه‌های بابام» نام اثری از نویسنده آمریکایی، ارسکین کالدول (۱۹۸۷-۱۹۰۳) است که احمد شاملو (۱۳۷۹-۱۳۰۴) آن را ترجمه کرده‌است.کالدول از پیشروان پرداختن به درون‌مایه‌های اجتماعی، از جمله فقر و نژادپرستی به‌ویژه در ایالت‌های جنوبی آمریکا، در ادبیات قرن بیستم آمریکا به‌شمارمی‌رود.بخشی از داستان یک روز صبح، بابام خیلی زودتر از همیشه قبل از طلوع آفتاب بلند شد و بدون این‌که کلمه‌یی با کسی حرف بزند رفت ماهی‌گیری. بابام دوست داشت که بعض روزها، صبح پیش از این‌که مامانم تو خانه رفت وآمدِ روزانه‌اش را شروع کند این شکلی جیم شود و به ماهی‌گیری برود. باری... گاهی بابام به این ترتیب از خانه جیم می‌شد و می‌رفت و غیبت‌اش سه چهار روز طول می‌کشید. محلی که باباجانم در این مدت اُطراق می‌کرد لب رودخانه «باری‌ئر» بود. و طول غیبت‌اش هم بستگی داشت به مقدار صید ماهی‌اش. باباجانم عاشق بی‌قرار و دیوانه ماهی‌گیری بود. از عادات باباجانم یکی هم این بود که همان‌جا دم رودخانه دود و دمی به راه می‌انداخت و ماهی‌ها را کباب می‌کرد... عقیده‌اش این بود که ماهی را از لب رودخانه نباید به خانه برد، چون زن‌ها تا دنیا دنیاست نخواهند فهمید که چه‌قدر آرد ذرت باید به قطعات ماهی بزنند تا لذیذ بشود.مشخصات کتاب نام کتاب: قصه‌های بابامموضوع: رمان، داستان خارجینویسنده: ارس‍ک‍ی‍ن‌ ک‍ال‍دول‌مترجم: احمد شاملوانتشارات: انتشارات نگاهسال انتشار نسخه فیزیکی: ۱۳۸۹برای پیشنهادها و تبلیغات در پادکست فارسی با ما در ارتباط باشید:[email protected]برای پیشنهادها و تبلیغات در پادکست فارسی با ما در ارتباط باشید:[email protected]
  • شباهت جعبه ویولن با تابوت - بخش ۳ (پایان) 13.07.2026 4min
    معرفی کتاب صوتی شباهت جعبه ویولن با تابوتکتاب صوتی «شباهت جعبه ویولن با تابوت» نوشته تنسی ویلیامز( ۱۹۸۳- ۱۹۱۱)، نویسنده امریکایی برنده پولیتزر است. "تنسی ویلیامز" در این داستان دوره بلوغ و تاثیر آن در ادامه زندگی را دستمایه قرار داده است. داستان از نگاه مردی روایت می‌شود که تیزبینانه و دقیق به مرور رابطه با خواهر بزرگترش در دوران نوجوانی می‌پردازد. او عبور از دوران نوجوانی و بلوغ را توام با از دست رفتن خوشی‌های شوق برانگیز و ایجاد فاصله ای بین خود و خواهرش می‌بیند که روز به روز عمیق‌تر می‌شود. بخصوص آنگاه که به توصیه مادر و مادربزرگشان قرار می‌شود خواهرش خود را برای قدم گذاشتن به دنیای بزرگ‌ترها و ازدواج آماده کند.درباره نویسندهتنسی ویلیامز، نویسنده‌ی مشهور آمریکایی و یکی از نویسندگان اثرگذار آمریکا به شمار می‌رود. او نمایشنامه‌نویس قهاری بود که با آثارش تغییراتی در تئاتر آمریکا به وجود آورد.از روی نمایشنامه‌های ویلیامز، اقتباس‌های سینمایی بسیاری نیز صورت گرفته است. از معروف‌ترین آثار او می‌توان کتاب گربه روی شیروانی داغ، کتاب اتوبوسی به نام هوس و  باغ وحش شیشه‌ای را نام برد.نمایشنامه‌ی گربه روی شیروانی داغ در سال 1955، جایزه‌ی پولیتزر را برای ویلیامز به ارمغان می‌آورد.با اقتباس از کتاب باغ وحش شیشه‌ای، فیلم «اینجا بدون من» در سینمای ایران، به کارگردانی بهرام توکلی، با بازی فاطمه معتمدآریا، صابر ابر، نگار جواهریان و پارسا پیروزفر ساخته شده است.کتاب صوتی شباهت جعبه ویولن با تابوت، از زاویه‌ی دید یک مرد روایت می‌شود. مرد نگاهی دقیق و تیزبینانه به رابطه‌ی خود با خواهرش و عبور از دوران بلوغ کرده است.او گذر از دوران نوجوانی و بلوغ را پایان خوشی‌ها می‌داند. بعد از این دوران، فاصله‌ای عمیق بین مرد با خواهرش شکل می‌گیرد. این فاصله، با توصیه مادر و مادربزرگش به ازدواج خواهر، روز به روز عمیق‌تر می‌شود.کتاب صوتی شباهت جعبه ویولن با تابوت نوشته‌ی تنسی ویلیامز، با ترجمه‌ی ناتالی چوبینه و گویندگی رضا عمرانی منتشر شده است. انتشار این کتاب صوتی، حاصل همکاری نشر چشمه و نشر ماه آوا است.نام کتاب: شباهت جعبه ویولن با تابوتموضوع: داستان خارجینویسنده: تنسی ویلیامزمترجم: ناتالی چوبینهگوینده: رضا عمرانیانتشارات: انتشارات ماه آوا-----------  برای پیشنهادها و تبلیغات در پادکست فارسی با ما در ارتباط باشید[email protected]برای پیشنهادها و تبلیغات در پادکست فارسی با ما در ارتباط باشید:[email protected]
  • شباهت جعبه ویولن با تابوت - بخش ۲ 10.07.2026 24min
    معرفی کتاب صوتی شباهت جعبه ویولن با تابوتکتاب صوتی «شباهت جعبه ویولن با تابوت» نوشته تنسی ویلیامز( ۱۹۸۳- ۱۹۱۱)، نویسنده امریکایی برنده پولیتزر است. "تنسی ویلیامز" در این داستان دوره بلوغ و تاثیر آن در ادامه زندگی را دستمایه قرار داده است. داستان از نگاه مردی روایت می‌شود که تیزبینانه و دقیق به مرور رابطه با خواهر بزرگترش در دوران نوجوانی می‌پردازد. او عبور از دوران نوجوانی و بلوغ را توام با از دست رفتن خوشی‌های شوق برانگیز و ایجاد فاصله ای بین خود و خواهرش می‌بیند که روز به روز عمیق‌تر می‌شود. بخصوص آنگاه که به توصیه مادر و مادربزرگشان قرار می‌شود خواهرش خود را برای قدم گذاشتن به دنیای بزرگ‌ترها و ازدواج آماده کند.درباره نویسندهتنسی ویلیامز، نویسنده‌ی مشهور آمریکایی و یکی از نویسندگان اثرگذار آمریکا به شمار می‌رود. او نمایشنامه‌نویس قهاری بود که با آثارش تغییراتی در تئاتر آمریکا به وجود آورد.از روی نمایشنامه‌های ویلیامز، اقتباس‌های سینمایی بسیاری نیز صورت گرفته است. از معروف‌ترین آثار او می‌توان کتاب گربه روی شیروانی داغ، کتاب اتوبوسی به نام هوس و  باغ وحش شیشه‌ای را نام برد.نمایشنامه‌ی گربه روی شیروانی داغ در سال 1955، جایزه‌ی پولیتزر را برای ویلیامز به ارمغان می‌آورد.با اقتباس از کتاب باغ وحش شیشه‌ای، فیلم «اینجا بدون من» در سینمای ایران، به کارگردانی بهرام توکلی، با بازی فاطمه معتمدآریا، صابر ابر، نگار جواهریان و پارسا پیروزفر ساخته شده است.کتاب صوتی شباهت جعبه ویولن با تابوت، از زاویه‌ی دید یک مرد روایت می‌شود. مرد نگاهی دقیق و تیزبینانه به رابطه‌ی خود با خواهرش و عبور از دوران بلوغ کرده است.او گذر از دوران نوجوانی و بلوغ را پایان خوشی‌ها می‌داند. بعد از این دوران، فاصله‌ای عمیق بین مرد با خواهرش شکل می‌گیرد. این فاصله، با توصیه مادر و مادربزرگش به ازدواج خواهر، روز به روز عمیق‌تر می‌شود.کتاب صوتی شباهت جعبه ویولن با تابوت نوشته‌ی تنسی ویلیامز، با ترجمه‌ی ناتالی چوبینه و گویندگی رضا عمرانی منتشر شده است. انتشار این کتاب صوتی، حاصل همکاری نشر چشمه و نشر ماه آوا است.نام کتاب: شباهت جعبه ویولن با تابوتموضوع: داستان خارجینویسنده: تنسی ویلیامزمترجم: ناتالی چوبینهگوینده: رضا عمرانیانتشارات: انتشارات ماه آوا-----------  برای پیشنهادها و تبلیغات در پادکست فارسی با ما در ارتباط باشید[email protected]برای پیشنهادها و تبلیغات در پادکست فارسی با ما در ارتباط باشید:[email protected]
  • شباهت جعبه ویولن با تابوت - بخش ۱ 06.07.2026 26min
    معرفی کتاب صوتی شباهت جعبه ویولن با تابوتکتاب صوتی «شباهت جعبه ویولن با تابوت» نوشته تنسی ویلیامز( ۱۹۸۳- ۱۹۱۱)، نویسنده امریکایی برنده پولیتزر است. "تنسی ویلیامز" در این داستان دوره بلوغ و تاثیر آن در ادامه زندگی را دستمایه قرار داده است. داستان از نگاه مردی روایت می‌شود که تیزبینانه و دقیق به مرور رابطه با خواهر بزرگترش در دوران نوجوانی می‌پردازد. او عبور از دوران نوجوانی و بلوغ را توام با از دست رفتن خوشی‌های شوق برانگیز و ایجاد فاصله ای بین خود و خواهرش می‌بیند که روز به روز عمیق‌تر می‌شود. بخصوص آنگاه که به توصیه مادر و مادربزرگشان قرار می‌شود خواهرش خود را برای قدم گذاشتن به دنیای بزرگ‌ترها و ازدواج آماده کند.درباره نویسندهتنسی ویلیامز، نویسنده‌ی مشهور آمریکایی و یکی از نویسندگان اثرگذار آمریکا به شمار می‌رود. او نمایشنامه‌نویس قهاری بود که با آثارش تغییراتی در تئاتر آمریکا به وجود آورد.از روی نمایشنامه‌های ویلیامز، اقتباس‌های سینمایی بسیاری نیز صورت گرفته است. از معروف‌ترین آثار او می‌توان کتاب گربه روی شیروانی داغ، کتاب اتوبوسی به نام هوس و  باغ وحش شیشه‌ای را نام برد.نمایشنامه‌ی گربه روی شیروانی داغ در سال 1955، جایزه‌ی پولیتزر را برای ویلیامز به ارمغان می‌آورد.با اقتباس از کتاب باغ وحش شیشه‌ای، فیلم «اینجا بدون من» در سینمای ایران، به کارگردانی بهرام توکلی، با بازی فاطمه معتمدآریا، صابر ابر، نگار جواهریان و پارسا پیروزفر ساخته شده است.کتاب صوتی شباهت جعبه ویولن با تابوت، از زاویه‌ی دید یک مرد روایت می‌شود. مرد نگاهی دقیق و تیزبینانه به رابطه‌ی خود با خواهرش و عبور از دوران بلوغ کرده است.او گذر از دوران نوجوانی و بلوغ را پایان خوشی‌ها می‌داند. بعد از این دوران، فاصله‌ای عمیق بین مرد با خواهرش شکل می‌گیرد. این فاصله، با توصیه مادر و مادربزرگش به ازدواج خواهر، روز به روز عمیق‌تر می‌شود.کتاب صوتی شباهت جعبه ویولن با تابوت نوشته‌ی تنسی ویلیامز، با ترجمه‌ی ناتالی چوبینه و گویندگی رضا عمرانی منتشر شده است. انتشار این کتاب صوتی، حاصل همکاری نشر چشمه و نشر ماه آوا است.نام کتاب: شباهت جعبه ویولن با تابوتموضوع: داستان خارجینویسنده: تنسی ویلیامزمترجم: ناتالی چوبینهگوینده: رضا عمرانیانتشارات: انتشارات ماه آوا-----------  برای پیشنهادها و تبلیغات در پادکست فارسی با ما در ارتباط باشید[email protected]برای پیشنهادها و تبلیغات در پادکست فارسی با ما در ارتباط باشید:[email protected]
  • دو ولگرد - بخش ۴ (پایان) 02.07.2026 41min
    معرفی کتاب دو ولگرد«دو ولگرد» نوشته جیمز جویس(۱۹۴۱-۱۸۸۲)، نویسنده و شاعر ایرلندی است. این کتاب چهار داستان کوتاه از این نویسنده را دربردارد.در یکی از داستان‌های این کتاب به نام «پانسیون» می‌خوانیم: «خانم مونی دختر یک قصاب بود. او زنی بود که کاملا می‌توانست از عهده کارهای خودش بربیاید، زنی مصمم. او با سرکارگر پدر خود ازدواج کرد و نزدیک اسپرینگ گاردنز مغازه‌ی قصابی باز کرد. اما بعد از فوت پدر شوهرش، آقای مونی رو به تباهی رفت. او مست می‌کرد، پول مغازه را بر می‌داشت و مدام قرض بالا می‌آورد. تعهد گرفتن از او هم فایده چندانی نداشت، چون خودش هم مطمئن بود که چند روز بعد آن را خواهد شکست. او با مشاجره با زنش در حضور مشتری‌ها و خرید گوشت‌های بد، کسب و کار خود را از بین برد. یک شب با ساطور به زنش حمله کرد و زن مجبور شد شب را در خانه همسایه بگذراند. پس از آن جدا از یکدیگر زندگی می‌کردند. زن به نزد کشیشی رفت و حق جدایی به همراه حضانت فرزندان را از او گرفت. پس از آن زن دیگر به شوهرش نه پول می‌داد نه غذا و نه جای خواب و همین مرد را مجبور کرد که به جرگه کارکنان کلانتری بپیوندد. او مردی پست، کوچک قامت و مست با صورت و سبیل و ابروهایی سفید بود، و بالای چشمان کوچکش که رگ‌های صورتی و لوچ بودند، مداد می‌کشید؛ او تمام روز را در اتاق ضابط می‌نشست و منتظر می‌ماند تا او را به دنبال کاری بفرستند. خانم مونی که تمام پول باقی مانده از کسب و کار قصابی را برداشته و در خیابان هاردویک پانسیونی برپا کرده بود، زنی بزرگ جثه و با ابهت بود. پانسیونش جمعیتی متغیر داشت که عبارت بودند از توریست‌هایی از لیورپول و جزیره مان و گاهی هم هنرمندان نوازنده.»جیمز جویسجیمز جویس در سوم‌ فوریه سال ۱۸۸۲ در دوبلین پایتخت کشور ایرلند زاده شد. استعداد جیمز از کودکی و دوران تحصیل بروز کرده و گواه این ادعا تسلط وی به سیزده زبان زنده دنیا بود به گونه‌ای که نوشته‌هایش را به زبان انگلیسی می‌نوشت ‌و منتشر می‌کرد. جیمز جویس تا قبل از ۲۰ سالگی شخصی مذهبی بود اما در گذر زمان از عقاید مذهبی فاصله گرفته و به سمت رسیدن به اهداف ادبی تلاش کرد. با گذر از سی سالگی بود که به علت مخالفت شدید با بی‌فرهنگی و‌ دون‌مایگی دوبلین همچنین تلاش برای رهایی دوبلین از استعمار بریتانیا بود که مجبور به ترک وطن شده و در شهر‌های زوریخ، پاریس و تریسته ساکن شد.علاقه‌ی شدید جویس به دوبلین شهر زادگاهش و تلاش برای بهبود آن در تمامی آثارش موج می‌زند‌‌ به گونه‌ای ‌که نام اولین مجموعه کتابش را دوبلینی‌ها نام نهاد. وی زمانی بیان کرده است که هر کتاب من کتابی درباره دوبلین است. دوبلین کمتر از سیصد هزار نفر جمعیت دارد ولی در آثار من جهان‌شهر است.او همچنین گفته است در مورد خودم من همیشه درباره دوبلین می‌نویسم.جیمز در سال ۱۹۰۴ با دختری شهرستانی اهل گالوی به نام نورا بارناکل ملاقات کرد. نورا گمان می‌برد جیمز جوانی اهل عیاشی است و این عشق زودگذر است اما با این‌ وجود به وی دل سپرد و این عشق به ازدواج ختم شد. نورا در تمام دوران مهاجرت‌های پی‌در‌پی جیمز جویس در کنارش بود و با اینکه تحصیلات دانشگاهی نداشت به مانند کوهی در کنارش بود و از آثار همسرش حمایت می‌کرد. حاصل این ازدواج دو ‌فرزند به نام‌های جورجیا و لوچیا بود. در ابتدای دوران نویسندگی جویس شرایط سختی را متحمل شد و برای کسب درآمد به صورت معلم زبان انگلیسی کار می‌کرد، همچنین کارهای نویسندگان ایرلندی همچون اسکار ویلد و ویلیام باتلر را به ایتالیایی ترجمه می‌کرد. تا زمانی که یک انتشارات کوچک در لندن تصمیم به چاپ کتاب دوبلینی‌ها گرفت و ورق زندگی وی برگشت.اولین کتاب جویس ۲۲ بار از سوی انتشارات مختلف رد شده بود و این نخستین بار بود که جویس کتابی را چاپ می‌کرد. این اتفاق در سال ۱۹۱۴ رخ داد و‌ پس از آن کتاب دیگرش به نام اولیس در سال ۱۹۱۸ منتشر شد. با انتشار کتاب اولیس جیمز جویس به عنوان نویسنده به جهان معرفی و تا سطح بین‌المللی شناخته شد. جمیز جویس جزء اولین افرادی است که به شیوه جریان سیال ذهن می‌نوشت. این روش شیوه خاصی از روایت داستان است که مشخصه اصلی آن پرش‌های زمانی پی‌در‌پی است، پیروی از زمان ذهنی شخصیت داستان، درهم‌ریختگی دستوری و نشانه‌گذاری از دیگر ویژگی‌های این سبک نوشتاری است.ایده عظمت زندگی افراد معمولی و داستان‌هایشان همچنین تلاش برای نوشتن آن‌گونه که در ذهن و مغز می‌گذرد نیز از ویژگی نوشتاری جیمز جویس است. او پس از محبوبیت و شهرت وقتی به رفاه مالی رسید سالن سینمایی در زادگاهش دوبلین ساخت. این سالن با نام ولتا ظرفیت ۶۰۰ نفری برای اکران فیلم داشت و اکنون به‌عنوان موزه‌ای مهم در ایرلند به...
  • دو ولگرد - بخش ۳ 29.06.2026 22min
    معرفی کتاب دو ولگرد«دو ولگرد» نوشته جیمز جویس(۱۹۴۱-۱۸۸۲)، نویسنده و شاعر ایرلندی است. این کتاب چهار داستان کوتاه از این نویسنده را دربردارد.در یکی از داستان‌های این کتاب به نام «پانسیون» می‌خوانیم: «خانم مونی دختر یک قصاب بود. او زنی بود که کاملا می‌توانست از عهده کارهای خودش بربیاید، زنی مصمم. او با سرکارگر پدر خود ازدواج کرد و نزدیک اسپرینگ گاردنز مغازه‌ی قصابی باز کرد. اما بعد از فوت پدر شوهرش، آقای مونی رو به تباهی رفت. او مست می‌کرد، پول مغازه را بر می‌داشت و مدام قرض بالا می‌آورد. تعهد گرفتن از او هم فایده چندانی نداشت، چون خودش هم مطمئن بود که چند روز بعد آن را خواهد شکست. او با مشاجره با زنش در حضور مشتری‌ها و خرید گوشت‌های بد، کسب و کار خود را از بین برد. یک شب با ساطور به زنش حمله کرد و زن مجبور شد شب را در خانه همسایه بگذراند. پس از آن جدا از یکدیگر زندگی می‌کردند. زن به نزد کشیشی رفت و حق جدایی به همراه حضانت فرزندان را از او گرفت. پس از آن زن دیگر به شوهرش نه پول می‌داد نه غذا و نه جای خواب و همین مرد را مجبور کرد که به جرگه کارکنان کلانتری بپیوندد. او مردی پست، کوچک قامت و مست با صورت و سبیل و ابروهایی سفید بود، و بالای چشمان کوچکش که رگ‌های صورتی و لوچ بودند، مداد می‌کشید؛ او تمام روز را در اتاق ضابط می‌نشست و منتظر می‌ماند تا او را به دنبال کاری بفرستند. خانم مونی که تمام پول باقی مانده از کسب و کار قصابی را برداشته و در خیابان هاردویک پانسیونی برپا کرده بود، زنی بزرگ جثه و با ابهت بود. پانسیونش جمعیتی متغیر داشت که عبارت بودند از توریست‌هایی از لیورپول و جزیره مان و گاهی هم هنرمندان نوازنده.»جیمز جویسجیمز جویس در سوم‌ فوریه سال ۱۸۸۲ در دوبلین پایتخت کشور ایرلند زاده شد. استعداد جیمز از کودکی و دوران تحصیل بروز کرده و گواه این ادعا تسلط وی به سیزده زبان زنده دنیا بود به گونه‌ای که نوشته‌هایش را به زبان انگلیسی می‌نوشت ‌و منتشر می‌کرد. جیمز جویس تا قبل از ۲۰ سالگی شخصی مذهبی بود اما در گذر زمان از عقاید مذهبی فاصله گرفته و به سمت رسیدن به اهداف ادبی تلاش کرد. با گذر از سی سالگی بود که به علت مخالفت شدید با بی‌فرهنگی و‌ دون‌مایگی دوبلین همچنین تلاش برای رهایی دوبلین از استعمار بریتانیا بود که مجبور به ترک وطن شده و در شهر‌های زوریخ، پاریس و تریسته ساکن شد.علاقه‌ی شدید جویس به دوبلین شهر زادگاهش و تلاش برای بهبود آن در تمامی آثارش موج می‌زند‌‌ به گونه‌ای ‌که نام اولین مجموعه کتابش را دوبلینی‌ها نام نهاد. وی زمانی بیان کرده است که هر کتاب من کتابی درباره دوبلین است. دوبلین کمتر از سیصد هزار نفر جمعیت دارد ولی در آثار من جهان‌شهر است.او همچنین گفته است در مورد خودم من همیشه درباره دوبلین می‌نویسم.جیمز در سال ۱۹۰۴ با دختری شهرستانی اهل گالوی به نام نورا بارناکل ملاقات کرد. نورا گمان می‌برد جیمز جوانی اهل عیاشی است و این عشق زودگذر است اما با این‌ وجود به وی دل سپرد و این عشق به ازدواج ختم شد. نورا در تمام دوران مهاجرت‌های پی‌در‌پی جیمز جویس در کنارش بود و با اینکه تحصیلات دانشگاهی نداشت به مانند کوهی در کنارش بود و از آثار همسرش حمایت می‌کرد. حاصل این ازدواج دو ‌فرزند به نام‌های جورجیا و لوچیا بود. در ابتدای دوران نویسندگی جویس شرایط سختی را متحمل شد و برای کسب درآمد به صورت معلم زبان انگلیسی کار می‌کرد، همچنین کارهای نویسندگان ایرلندی همچون اسکار ویلد و ویلیام باتلر را به ایتالیایی ترجمه می‌کرد. تا زمانی که یک انتشارات کوچک در لندن تصمیم به چاپ کتاب دوبلینی‌ها گرفت و ورق زندگی وی برگشت.اولین کتاب جویس ۲۲ بار از سوی انتشارات مختلف رد شده بود و این نخستین بار بود که جویس کتابی را چاپ می‌کرد. این اتفاق در سال ۱۹۱۴ رخ داد و‌ پس از آن کتاب دیگرش به نام اولیس در سال ۱۹۱۸ منتشر شد. با انتشار کتاب اولیس جیمز جویس به عنوان نویسنده به جهان معرفی و تا سطح بین‌المللی شناخته شد. جمیز جویس جزء اولین افرادی است که به شیوه جریان سیال ذهن می‌نوشت. این روش شیوه خاصی از روایت داستان است که مشخصه اصلی آن پرش‌های زمانی پی‌در‌پی است، پیروی از زمان ذهنی شخصیت داستان، درهم‌ریختگی دستوری و نشانه‌گذاری از دیگر ویژگی‌های این سبک نوشتاری است.ایده عظمت زندگی افراد معمولی و داستان‌هایشان همچنین تلاش برای نوشتن آن‌گونه که در ذهن و مغز می‌گذرد نیز از ویژگی نوشتاری جیمز جویس است. او پس از محبوبیت و شهرت وقتی به رفاه مالی رسید سالن سینمایی در زادگاهش دوبلین ساخت. این سالن با نام ولتا ظرفیت ۶۰۰ نفری برای اکران فیلم داشت و اکنون به‌عنوان موزه‌ای مهم در ایرلند به...
  • دو ولگرد - بخش ۲ 26.06.2026 24min
    معرفی کتاب دو ولگرد«دو ولگرد» نوشته جیمز جویس(۱۹۴۱-۱۸۸۲)، نویسنده و شاعر ایرلندی است. این کتاب چهار داستان کوتاه از این نویسنده را دربردارد.در یکی از داستان‌های این کتاب به نام «پانسیون» می‌خوانیم: «خانم مونی دختر یک قصاب بود. او زنی بود که کاملا می‌توانست از عهده کارهای خودش بربیاید، زنی مصمم. او با سرکارگر پدر خود ازدواج کرد و نزدیک اسپرینگ گاردنز مغازه‌ی قصابی باز کرد. اما بعد از فوت پدر شوهرش، آقای مونی رو به تباهی رفت. او مست می‌کرد، پول مغازه را بر می‌داشت و مدام قرض بالا می‌آورد. تعهد گرفتن از او هم فایده چندانی نداشت، چون خودش هم مطمئن بود که چند روز بعد آن را خواهد شکست. او با مشاجره با زنش در حضور مشتری‌ها و خرید گوشت‌های بد، کسب و کار خود را از بین برد. یک شب با ساطور به زنش حمله کرد و زن مجبور شد شب را در خانه همسایه بگذراند. پس از آن جدا از یکدیگر زندگی می‌کردند. زن به نزد کشیشی رفت و حق جدایی به همراه حضانت فرزندان را از او گرفت. پس از آن زن دیگر به شوهرش نه پول می‌داد نه غذا و نه جای خواب و همین مرد را مجبور کرد که به جرگه کارکنان کلانتری بپیوندد. او مردی پست، کوچک قامت و مست با صورت و سبیل و ابروهایی سفید بود، و بالای چشمان کوچکش که رگ‌های صورتی و لوچ بودند، مداد می‌کشید؛ او تمام روز را در اتاق ضابط می‌نشست و منتظر می‌ماند تا او را به دنبال کاری بفرستند. خانم مونی که تمام پول باقی مانده از کسب و کار قصابی را برداشته و در خیابان هاردویک پانسیونی برپا کرده بود، زنی بزرگ جثه و با ابهت بود. پانسیونش جمعیتی متغیر داشت که عبارت بودند از توریست‌هایی از لیورپول و جزیره مان و گاهی هم هنرمندان نوازنده.»جیمز جویسجیمز جویس در سوم‌ فوریه سال ۱۸۸۲ در دوبلین پایتخت کشور ایرلند زاده شد. استعداد جیمز از کودکی و دوران تحصیل بروز کرده و گواه این ادعا تسلط وی به سیزده زبان زنده دنیا بود به گونه‌ای که نوشته‌هایش را به زبان انگلیسی می‌نوشت ‌و منتشر می‌کرد. جیمز جویس تا قبل از ۲۰ سالگی شخصی مذهبی بود اما در گذر زمان از عقاید مذهبی فاصله گرفته و به سمت رسیدن به اهداف ادبی تلاش کرد. با گذر از سی سالگی بود که به علت مخالفت شدید با بی‌فرهنگی و‌ دون‌مایگی دوبلین همچنین تلاش برای رهایی دوبلین از استعمار بریتانیا بود که مجبور به ترک وطن شده و در شهر‌های زوریخ، پاریس و تریسته ساکن شد.علاقه‌ی شدید جویس به دوبلین شهر زادگاهش و تلاش برای بهبود آن در تمامی آثارش موج می‌زند‌‌ به گونه‌ای ‌که نام اولین مجموعه کتابش را دوبلینی‌ها نام نهاد. وی زمانی بیان کرده است که هر کتاب من کتابی درباره دوبلین است. دوبلین کمتر از سیصد هزار نفر جمعیت دارد ولی در آثار من جهان‌شهر است.او همچنین گفته است در مورد خودم من همیشه درباره دوبلین می‌نویسم.جیمز در سال ۱۹۰۴ با دختری شهرستانی اهل گالوی به نام نورا بارناکل ملاقات کرد. نورا گمان می‌برد جیمز جوانی اهل عیاشی است و این عشق زودگذر است اما با این‌ وجود به وی دل سپرد و این عشق به ازدواج ختم شد. نورا در تمام دوران مهاجرت‌های پی‌در‌پی جیمز جویس در کنارش بود و با اینکه تحصیلات دانشگاهی نداشت به مانند کوهی در کنارش بود و از آثار همسرش حمایت می‌کرد. حاصل این ازدواج دو ‌فرزند به نام‌های جورجیا و لوچیا بود. در ابتدای دوران نویسندگی جویس شرایط سختی را متحمل شد و برای کسب درآمد به صورت معلم زبان انگلیسی کار می‌کرد، همچنین کارهای نویسندگان ایرلندی همچون اسکار ویلد و ویلیام باتلر را به ایتالیایی ترجمه می‌کرد. تا زمانی که یک انتشارات کوچک در لندن تصمیم به چاپ کتاب دوبلینی‌ها گرفت و ورق زندگی وی برگشت.اولین کتاب جویس ۲۲ بار از سوی انتشارات مختلف رد شده بود و این نخستین بار بود که جویس کتابی را چاپ می‌کرد. این اتفاق در سال ۱۹۱۴ رخ داد و‌ پس از آن کتاب دیگرش به نام اولیس در سال ۱۹۱۸ منتشر شد. با انتشار کتاب اولیس جیمز جویس به عنوان نویسنده به جهان معرفی و تا سطح بین‌المللی شناخته شد. جمیز جویس جزء اولین افرادی است که به شیوه جریان سیال ذهن می‌نوشت. این روش شیوه خاصی از روایت داستان است که مشخصه اصلی آن پرش‌های زمانی پی‌در‌پی است، پیروی از زمان ذهنی شخصیت داستان، درهم‌ریختگی دستوری و نشانه‌گذاری از دیگر ویژگی‌های این سبک نوشتاری است.ایده عظمت زندگی افراد معمولی و داستان‌هایشان همچنین تلاش برای نوشتن آن‌گونه که در ذهن و مغز می‌گذرد نیز از ویژگی نوشتاری جیمز جویس است. او پس از محبوبیت و شهرت وقتی به رفاه مالی رسید سالن سینمایی در زادگاهش دوبلین ساخت. این سالن با نام ولتا ظرفیت ۶۰۰ نفری برای اکران فیلم داشت و اکنون به‌عنوان موزه‌ای مهم در ایرلند به...
  • دو ولگرد - بخش ۱ 24.06.2026 31min
    معرفی کتاب دو ولگرد«دو ولگرد» نوشته جیمز جویس(۱۹۴۱-۱۸۸۲)، نویسنده و شاعر ایرلندی است. این کتاب چهار داستان کوتاه از این نویسنده را دربردارد.در یکی از داستان‌های این کتاب به نام «پانسیون» می‌خوانیم: «خانم مونی دختر یک قصاب بود. او زنی بود که کاملا می‌توانست از عهده کارهای خودش بربیاید، زنی مصمم. او با سرکارگر پدر خود ازدواج کرد و نزدیک اسپرینگ گاردنز مغازه‌ی قصابی باز کرد. اما بعد از فوت پدر شوهرش، آقای مونی رو به تباهی رفت. او مست می‌کرد، پول مغازه را بر می‌داشت و مدام قرض بالا می‌آورد. تعهد گرفتن از او هم فایده چندانی نداشت، چون خودش هم مطمئن بود که چند روز بعد آن را خواهد شکست. او با مشاجره با زنش در حضور مشتری‌ها و خرید گوشت‌های بد، کسب و کار خود را از بین برد. یک شب با ساطور به زنش حمله کرد و زن مجبور شد شب را در خانه همسایه بگذراند. پس از آن جدا از یکدیگر زندگی می‌کردند. زن به نزد کشیشی رفت و حق جدایی به همراه حضانت فرزندان را از او گرفت. پس از آن زن دیگر به شوهرش نه پول می‌داد نه غذا و نه جای خواب و همین مرد را مجبور کرد که به جرگه کارکنان کلانتری بپیوندد. او مردی پست، کوچک قامت و مست با صورت و سبیل و ابروهایی سفید بود، و بالای چشمان کوچکش که رگ‌های صورتی و لوچ بودند، مداد می‌کشید؛ او تمام روز را در اتاق ضابط می‌نشست و منتظر می‌ماند تا او را به دنبال کاری بفرستند. خانم مونی که تمام پول باقی مانده از کسب و کار قصابی را برداشته و در خیابان هاردویک پانسیونی برپا کرده بود، زنی بزرگ جثه و با ابهت بود. پانسیونش جمعیتی متغیر داشت که عبارت بودند از توریست‌هایی از لیورپول و جزیره مان و گاهی هم هنرمندان نوازنده.»جیمز جویسجیمز جویس در سوم‌ فوریه سال ۱۸۸۲ در دوبلین پایتخت کشور ایرلند زاده شد. استعداد جیمز از کودکی و دوران تحصیل بروز کرده و گواه این ادعا تسلط وی به سیزده زبان زنده دنیا بود به گونه‌ای که نوشته‌هایش را به زبان انگلیسی می‌نوشت ‌و منتشر می‌کرد. جیمز جویس تا قبل از ۲۰ سالگی شخصی مذهبی بود اما در گذر زمان از عقاید مذهبی فاصله گرفته و به سمت رسیدن به اهداف ادبی تلاش کرد. با گذر از سی سالگی بود که به علت مخالفت شدید با بی‌فرهنگی و‌ دون‌مایگی دوبلین همچنین تلاش برای رهایی دوبلین از استعمار بریتانیا بود که مجبور به ترک وطن شده و در شهر‌های زوریخ، پاریس و تریسته ساکن شد.علاقه‌ی شدید جویس به دوبلین شهر زادگاهش و تلاش برای بهبود آن در تمامی آثارش موج می‌زند‌‌ به گونه‌ای ‌که نام اولین مجموعه کتابش را دوبلینی‌ها نام نهاد. وی زمانی بیان کرده است که هر کتاب من کتابی درباره دوبلین است. دوبلین کمتر از سیصد هزار نفر جمعیت دارد ولی در آثار من جهان‌شهر است.او همچنین گفته است در مورد خودم من همیشه درباره دوبلین می‌نویسم.جیمز در سال ۱۹۰۴ با دختری شهرستانی اهل گالوی به نام نورا بارناکل ملاقات کرد. نورا گمان می‌برد جیمز جوانی اهل عیاشی است و این عشق زودگذر است اما با این‌ وجود به وی دل سپرد و این عشق به ازدواج ختم شد. نورا در تمام دوران مهاجرت‌های پی‌در‌پی جیمز جویس در کنارش بود و با اینکه تحصیلات دانشگاهی نداشت به مانند کوهی در کنارش بود و از آثار همسرش حمایت می‌کرد. حاصل این ازدواج دو ‌فرزند به نام‌های جورجیا و لوچیا بود. در ابتدای دوران نویسندگی جویس شرایط سختی را متحمل شد و برای کسب درآمد به صورت معلم زبان انگلیسی کار می‌کرد، همچنین کارهای نویسندگان ایرلندی همچون اسکار ویلد و ویلیام باتلر را به ایتالیایی ترجمه می‌کرد. تا زمانی که یک انتشارات کوچک در لندن تصمیم به چاپ کتاب دوبلینی‌ها گرفت و ورق زندگی وی برگشت.اولین کتاب جویس ۲۲ بار از سوی انتشارات مختلف رد شده بود و این نخستین بار بود که جویس کتابی را چاپ می‌کرد. این اتفاق در سال ۱۹۱۴ رخ داد و‌ پس از آن کتاب دیگرش به نام اولیس در سال ۱۹۱۸ منتشر شد. با انتشار کتاب اولیس جیمز جویس به عنوان نویسنده به جهان معرفی و تا سطح بین‌المللی شناخته شد. جمیز جویس جزء اولین افرادی است که به شیوه جریان سیال ذهن می‌نوشت. این روش شیوه خاصی از روایت داستان است که مشخصه اصلی آن پرش‌های زمانی پی‌در‌پی است، پیروی از زمان ذهنی شخصیت داستان، درهم‌ریختگی دستوری و نشانه‌گذاری از دیگر ویژگی‌های این سبک نوشتاری است.ایده عظمت زندگی افراد معمولی و داستان‌هایشان همچنین تلاش برای نوشتن آن‌گونه که در ذهن و مغز می‌گذرد نیز از ویژگی نوشتاری جیمز جویس است. او پس از محبوبیت و شهرت وقتی به رفاه مالی رسید سالن سینمایی در زادگاهش دوبلین ساخت. این سالن با نام ولتا ظرفیت ۶۰۰ نفری برای اکران فیلم داشت و اکنون به‌عنوان موزه‌ای مهم در ایرلند به...
  • فرزند پنجم - بخش ۱۶  (پایان) 22.06.2026 8min
    فرزند پنجم بخش ۱۶  معرفی کتاب فرزند پنجمفرزند پنجم یکی از پنج اثر برتر دوریس لسینگ، به انتخاب گاردین است که داستان تولد پسری عجیب به اسم بن است که زندگی خانواده‌اش را زیر و رو می‌کند. لسینگ در سال ۲۰۰۷ جایزه‌ی نوبل ادبیات را بدست آورد.  درباره کتاب فرزند پنجمداستان کتاب فرزند پنجم در انگلستان دهه‌ی شصت می‌گذرد. ازدواج هریت و دیوید به علت اختلاف طبقاتی و فرهنگی با دشواری‌های زیادی همراه شد، با این حال این ازدواج انجام شد. آنها خوشبختی را در داشتن خانه‌ای بزرگ و فرزندان زیاد و دادن مهمانی‌های بزرگ می‌دانستند و در مدت‌زمانی کوتاه صاحب چهار فرزند شدند. مدتی بعد از تولد فرزند چهارم، هریت، فرزند پنجم را باردار شد؛ پسری که از دوران جنینی عجیب به نظر می‌رسید و با تولد او، خانواده هریت با بحرانی عجیب و دشوار روبه‌رو شد. این پسر با تمام بچه‌ها فرق داشت. انگار از دنیایی دیگر آمده بود.   لسینگ در این کتاب از بی‌نظمی و آشوبی حرف می‌زند که از خانواده به جهان سرایت می‌کند.   داستان فصلبندی ندارد. حتی فاصله زمانی داستان با یکی دو سطر مثلا لحاظ نشده و این جزو سبک کار نویسنده است. به صفحات آخر که برسید، حس می‌کنید داستان می‌توانسته ادامه داشته باشد. گویا نویسنده نیز این نکته را دریافته و در سال ۲۰۰۰ میلادی دنباله‌ای به نام بِن در جهان بر آن نوشته است. خواندن کتاب فرزند پنجم را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم علاقه‌مندان به ادبیات داستانی به ویژه داستان‌هایی با موضوعات عاطفی و اجتماعی را به خواندن این کتاب دعوت می‌کنیم.  درباره دوریس لسینگ دوریس می لسینگ،۲۲ اکتبر ۱۹۱۹ در کرمانشاه، ایران به دنیا آمد. پدر او کارمند بانک شاهنشاهی ایران بود و مادرش پرستار بود. آن‌ها به زیمباوه مهاجرت کردند و در زمینی زراعی مشغول کاشت ذرت شدند. هرچند تلاش‌هایشان ناموفق بود و ثروتی عایدشان نشد. دوریس در پانزده سالگی به عنوان پرستار بچه مشغول کار شد.  او مقاله‌های سیاسی و اجتماعی که کارفرمایش در اختیارش قرار می‌داد مطالعه می‌کرد. همان دوران به نوشتن روی آورد. در سال ۱۹۳۷ لسینگ به سالزبری (شهری در جنوب انگلیس) نقل مکان کرد. پس از مدت کوتاهی با نخستین همسرش فرانک ویزدم ازدواج کرد و از او صاحب دو فرزند شد. بعد از طلاق از او، لسینگ عضو باشگاه کتاب چپ، یک باشگاه کتاب سوسیالیستی شد و در این‌جا بود که با همسر دومش، گوتفرید لسینگ آشنا شد. آن‌ها خیلی زود با یکدیگر ازدواج کردند و صاحب فرزند شدند. این ازدواج هم کمی بعد به طلاق منجر شد. آثار لسینگ سه دوره‌ی خاص دارند. در دوره‌ی اول، نوشته‌هایش مضمون کمونیستی دارد. کمی بعد که او ضد کمونیست شد، مضمون آثارش به روانشناسانه و صوفیانه تغییر کرد. دوریس لسینگ رمان‌های بسیاری نوشت. کتاب علف‌ها آواز می‌خوانند و دفترچه طلایی مشهورترین آثار او هستند. دوریس لسینگ، روز یکشنبه ۱۷ نوامبر ۲۰۱۳ در سن ۹۴ سالگی در لندن درگذشت.  درباره مهدی غبرایی مهدی غبرایی در سال ۱۳۲۴ در لنگرود در خانواده‌ای پر جمعیت به دنیا آمد. او فرزند محمد غبرایی و فاطمه محمد راسخی است. دوران تحصیلات ابتدایی و دبیرستان را در لنگرود گذراند. در سال ۱۳۴۷ از دانشگاه تهران در رشته علوم سیاسی لیسانس گرفت. از سال ۱۳۶۰ به‌طور حرفه‌ای به کار ترجمه ادبی پرداخت. برادرانش فرهاد غبرایی و هادی غبرایی نیز مترجمند. مهدی غبرایی تا کنون آثار نویسندگان مشهوری مانند خالد حسینی، ارنست همینگوی، جک لندن، ژوزه ساراماگو و هاروکی موراکامی را به فارسی ترجمه کرده است.    بخشی از کتاب فرزند پنجمبرای زندگی دلخواهشان خانه مناسب در لندن پیدا نمی‌شد. به‌هرحال چندان اطمینان نداشتند که لندن برایشان اولویت داشته باشدــ نه، نداشت، ترجیح می‌دادند در شهر کی به سر برند با محیطی خاص خود. آخر هفته را صرف گشتن در شهرک‌های دور و بَر لندن کردند که فاصله زیادی با آن نداشته باشد و طولی نکشید که خانه‌ای بزرگ و ویکتوریایی در باغی پر علف پیدا کردند. عالی! اما خانه‌ای سه اشکوبه، با زیرشیروانی، پر از اتاق و راهرو و پاگرد... در حقیقت پر از فضا برای بچه‌ها، برای یک زوج جوان مسخره به نظر می‌رسید. ولی دلشان می‌خواست بچه زیاد داشته باشند. چون برای آینده بلندپروازی زیادی داشتند، هر دو بی‌پروا گفتند بچه‌های زیاد عین خیالشان نیست. دیوید گفت: «حتی چهار یا پنج‌تا.... یا شش تا.» هریت گفت: «یا شش‌تا!» و آنقدر خندید که...
  • فرزند پنجم - بخش ۱۵  19.06.2026 47min
    فرزند پنجم بخش ۱۵  معرفی کتاب فرزند پنجمفرزند پنجم یکی از پنج اثر برتر دوریس لسینگ، به انتخاب گاردین است که داستان تولد پسری عجیب به اسم بن است که زندگی خانواده‌اش را زیر و رو می‌کند. لسینگ در سال ۲۰۰۷ جایزه‌ی نوبل ادبیات را بدست آورد.  درباره کتاب فرزند پنجمداستان کتاب فرزند پنجم در انگلستان دهه‌ی شصت می‌گذرد. ازدواج هریت و دیوید به علت اختلاف طبقاتی و فرهنگی با دشواری‌های زیادی همراه شد، با این حال این ازدواج انجام شد. آنها خوشبختی را در داشتن خانه‌ای بزرگ و فرزندان زیاد و دادن مهمانی‌های بزرگ می‌دانستند و در مدت‌زمانی کوتاه صاحب چهار فرزند شدند. مدتی بعد از تولد فرزند چهارم، هریت، فرزند پنجم را باردار شد؛ پسری که از دوران جنینی عجیب به نظر می‌رسید و با تولد او، خانواده هریت با بحرانی عجیب و دشوار روبه‌رو شد. این پسر با تمام بچه‌ها فرق داشت. انگار از دنیایی دیگر آمده بود.   لسینگ در این کتاب از بی‌نظمی و آشوبی حرف می‌زند که از خانواده به جهان سرایت می‌کند.   داستان فصلبندی ندارد. حتی فاصله زمانی داستان با یکی دو سطر مثلا لحاظ نشده و این جزو سبک کار نویسنده است. به صفحات آخر که برسید، حس می‌کنید داستان می‌توانسته ادامه داشته باشد. گویا نویسنده نیز این نکته را دریافته و در سال ۲۰۰۰ میلادی دنباله‌ای به نام بِن در جهان بر آن نوشته است. خواندن کتاب فرزند پنجم را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم علاقه‌مندان به ادبیات داستانی به ویژه داستان‌هایی با موضوعات عاطفی و اجتماعی را به خواندن این کتاب دعوت می‌کنیم.  درباره دوریس لسینگ دوریس می لسینگ،۲۲ اکتبر ۱۹۱۹ در کرمانشاه، ایران به دنیا آمد. پدر او کارمند بانک شاهنشاهی ایران بود و مادرش پرستار بود. آن‌ها به زیمباوه مهاجرت کردند و در زمینی زراعی مشغول کاشت ذرت شدند. هرچند تلاش‌هایشان ناموفق بود و ثروتی عایدشان نشد. دوریس در پانزده سالگی به عنوان پرستار بچه مشغول کار شد.  او مقاله‌های سیاسی و اجتماعی که کارفرمایش در اختیارش قرار می‌داد مطالعه می‌کرد. همان دوران به نوشتن روی آورد. در سال ۱۹۳۷ لسینگ به سالزبری (شهری در جنوب انگلیس) نقل مکان کرد. پس از مدت کوتاهی با نخستین همسرش فرانک ویزدم ازدواج کرد و از او صاحب دو فرزند شد. بعد از طلاق از او، لسینگ عضو باشگاه کتاب چپ، یک باشگاه کتاب سوسیالیستی شد و در این‌جا بود که با همسر دومش، گوتفرید لسینگ آشنا شد. آن‌ها خیلی زود با یکدیگر ازدواج کردند و صاحب فرزند شدند. این ازدواج هم کمی بعد به طلاق منجر شد. آثار لسینگ سه دوره‌ی خاص دارند. در دوره‌ی اول، نوشته‌هایش مضمون کمونیستی دارد. کمی بعد که او ضد کمونیست شد، مضمون آثارش به روانشناسانه و صوفیانه تغییر کرد. دوریس لسینگ رمان‌های بسیاری نوشت. کتاب علف‌ها آواز می‌خوانند و دفترچه طلایی مشهورترین آثار او هستند. دوریس لسینگ، روز یکشنبه ۱۷ نوامبر ۲۰۱۳ در سن ۹۴ سالگی در لندن درگذشت.  درباره مهدی غبرایی مهدی غبرایی در سال ۱۳۲۴ در لنگرود در خانواده‌ای پر جمعیت به دنیا آمد. او فرزند محمد غبرایی و فاطمه محمد راسخی است. دوران تحصیلات ابتدایی و دبیرستان را در لنگرود گذراند. در سال ۱۳۴۷ از دانشگاه تهران در رشته علوم سیاسی لیسانس گرفت. از سال ۱۳۶۰ به‌طور حرفه‌ای به کار ترجمه ادبی پرداخت. برادرانش فرهاد غبرایی و هادی غبرایی نیز مترجمند. مهدی غبرایی تا کنون آثار نویسندگان مشهوری مانند خالد حسینی، ارنست همینگوی، جک لندن، ژوزه ساراماگو و هاروکی موراکامی را به فارسی ترجمه کرده است.    بخشی از کتاب فرزند پنجمبرای زندگی دلخواهشان خانه مناسب در لندن پیدا نمی‌شد. به‌هرحال چندان اطمینان نداشتند که لندن برایشان اولویت داشته باشدــ نه، نداشت، ترجیح می‌دادند در شهر کی به سر برند با محیطی خاص خود. آخر هفته را صرف گشتن در شهرک‌های دور و بَر لندن کردند که فاصله زیادی با آن نداشته باشد و طولی نکشید که خانه‌ای بزرگ و ویکتوریایی در باغی پر علف پیدا کردند. عالی! اما خانه‌ای سه اشکوبه، با زیرشیروانی، پر از اتاق و راهرو و پاگرد... در حقیقت پر از فضا برای بچه‌ها، برای یک زوج جوان مسخره به نظر می‌رسید. ولی دلشان می‌خواست بچه زیاد داشته باشند. چون برای آینده بلندپروازی زیادی داشتند، هر دو بی‌پروا گفتند بچه‌های زیاد عین خیالشان نیست. دیوید گفت: «حتی چهار یا پنج‌تا.... یا شش تا.» هریت گفت: «یا شش‌تا!» و آنقدر خندید که...
  • فرزند پنجم - بخش ۱۴  17.06.2026 27min
    فرزند پنجم بخش ۱۴  معرفی کتاب فرزند پنجمفرزند پنجم یکی از پنج اثر برتر دوریس لسینگ، به انتخاب گاردین است که داستان تولد پسری عجیب به اسم بن است که زندگی خانواده‌اش را زیر و رو می‌کند. لسینگ در سال ۲۰۰۷ جایزه‌ی نوبل ادبیات را بدست آورد.  درباره کتاب فرزند پنجمداستان کتاب فرزند پنجم در انگلستان دهه‌ی شصت می‌گذرد. ازدواج هریت و دیوید به علت اختلاف طبقاتی و فرهنگی با دشواری‌های زیادی همراه شد، با این حال این ازدواج انجام شد. آنها خوشبختی را در داشتن خانه‌ای بزرگ و فرزندان زیاد و دادن مهمانی‌های بزرگ می‌دانستند و در مدت‌زمانی کوتاه صاحب چهار فرزند شدند. مدتی بعد از تولد فرزند چهارم، هریت، فرزند پنجم را باردار شد؛ پسری که از دوران جنینی عجیب به نظر می‌رسید و با تولد او، خانواده هریت با بحرانی عجیب و دشوار روبه‌رو شد. این پسر با تمام بچه‌ها فرق داشت. انگار از دنیایی دیگر آمده بود.   لسینگ در این کتاب از بی‌نظمی و آشوبی حرف می‌زند که از خانواده به جهان سرایت می‌کند.   داستان فصلبندی ندارد. حتی فاصله زمانی داستان با یکی دو سطر مثلا لحاظ نشده و این جزو سبک کار نویسنده است. به صفحات آخر که برسید، حس می‌کنید داستان می‌توانسته ادامه داشته باشد. گویا نویسنده نیز این نکته را دریافته و در سال ۲۰۰۰ میلادی دنباله‌ای به نام بِن در جهان بر آن نوشته است. خواندن کتاب فرزند پنجم را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم علاقه‌مندان به ادبیات داستانی به ویژه داستان‌هایی با موضوعات عاطفی و اجتماعی را به خواندن این کتاب دعوت می‌کنیم.  درباره دوریس لسینگ دوریس می لسینگ،۲۲ اکتبر ۱۹۱۹ در کرمانشاه، ایران به دنیا آمد. پدر او کارمند بانک شاهنشاهی ایران بود و مادرش پرستار بود. آن‌ها به زیمباوه مهاجرت کردند و در زمینی زراعی مشغول کاشت ذرت شدند. هرچند تلاش‌هایشان ناموفق بود و ثروتی عایدشان نشد. دوریس در پانزده سالگی به عنوان پرستار بچه مشغول کار شد.  او مقاله‌های سیاسی و اجتماعی که کارفرمایش در اختیارش قرار می‌داد مطالعه می‌کرد. همان دوران به نوشتن روی آورد. در سال ۱۹۳۷ لسینگ به سالزبری (شهری در جنوب انگلیس) نقل مکان کرد. پس از مدت کوتاهی با نخستین همسرش فرانک ویزدم ازدواج کرد و از او صاحب دو فرزند شد. بعد از طلاق از او، لسینگ عضو باشگاه کتاب چپ، یک باشگاه کتاب سوسیالیستی شد و در این‌جا بود که با همسر دومش، گوتفرید لسینگ آشنا شد. آن‌ها خیلی زود با یکدیگر ازدواج کردند و صاحب فرزند شدند. این ازدواج هم کمی بعد به طلاق منجر شد. آثار لسینگ سه دوره‌ی خاص دارند. در دوره‌ی اول، نوشته‌هایش مضمون کمونیستی دارد. کمی بعد که او ضد کمونیست شد، مضمون آثارش به روانشناسانه و صوفیانه تغییر کرد. دوریس لسینگ رمان‌های بسیاری نوشت. کتاب علف‌ها آواز می‌خوانند و دفترچه طلایی مشهورترین آثار او هستند. دوریس لسینگ، روز یکشنبه ۱۷ نوامبر ۲۰۱۳ در سن ۹۴ سالگی در لندن درگذشت.  درباره مهدی غبرایی مهدی غبرایی در سال ۱۳۲۴ در لنگرود در خانواده‌ای پر جمعیت به دنیا آمد. او فرزند محمد غبرایی و فاطمه محمد راسخی است. دوران تحصیلات ابتدایی و دبیرستان را در لنگرود گذراند. در سال ۱۳۴۷ از دانشگاه تهران در رشته علوم سیاسی لیسانس گرفت. از سال ۱۳۶۰ به‌طور حرفه‌ای به کار ترجمه ادبی پرداخت. برادرانش فرهاد غبرایی و هادی غبرایی نیز مترجمند. مهدی غبرایی تا کنون آثار نویسندگان مشهوری مانند خالد حسینی، ارنست همینگوی، جک لندن، ژوزه ساراماگو و هاروکی موراکامی را به فارسی ترجمه کرده است.    بخشی از کتاب فرزند پنجمبرای زندگی دلخواهشان خانه مناسب در لندن پیدا نمی‌شد. به‌هرحال چندان اطمینان نداشتند که لندن برایشان اولویت داشته باشدــ نه، نداشت، ترجیح می‌دادند در شهر کی به سر برند با محیطی خاص خود. آخر هفته را صرف گشتن در شهرک‌های دور و بَر لندن کردند که فاصله زیادی با آن نداشته باشد و طولی نکشید که خانه‌ای بزرگ و ویکتوریایی در باغی پر علف پیدا کردند. عالی! اما خانه‌ای سه اشکوبه، با زیرشیروانی، پر از اتاق و راهرو و پاگرد... در حقیقت پر از فضا برای بچه‌ها، برای یک زوج جوان مسخره به نظر می‌رسید. ولی دلشان می‌خواست بچه زیاد داشته باشند. چون برای آینده بلندپروازی زیادی داشتند، هر دو بی‌پروا گفتند بچه‌های زیاد عین خیالشان نیست. دیوید گفت: «حتی چهار یا پنج‌تا.... یا شش تا.» هریت گفت: «یا شش‌تا!» و آنقدر خندید که...
  • فرزند پنجم - بخش ۱۳  15.06.2026 23min
    فرزند پنجم بخش ۱۳  معرفی کتاب فرزند پنجمفرزند پنجم یکی از پنج اثر برتر دوریس لسینگ، به انتخاب گاردین است که داستان تولد پسری عجیب به اسم بن است که زندگی خانواده‌اش را زیر و رو می‌کند. لسینگ در سال ۲۰۰۷ جایزه‌ی نوبل ادبیات را بدست آورد.  درباره کتاب فرزند پنجمداستان کتاب فرزند پنجم در انگلستان دهه‌ی شصت می‌گذرد. ازدواج هریت و دیوید به علت اختلاف طبقاتی و فرهنگی با دشواری‌های زیادی همراه شد، با این حال این ازدواج انجام شد. آنها خوشبختی را در داشتن خانه‌ای بزرگ و فرزندان زیاد و دادن مهمانی‌های بزرگ می‌دانستند و در مدت‌زمانی کوتاه صاحب چهار فرزند شدند. مدتی بعد از تولد فرزند چهارم، هریت، فرزند پنجم را باردار شد؛ پسری که از دوران جنینی عجیب به نظر می‌رسید و با تولد او، خانواده هریت با بحرانی عجیب و دشوار روبه‌رو شد. این پسر با تمام بچه‌ها فرق داشت. انگار از دنیایی دیگر آمده بود.   لسینگ در این کتاب از بی‌نظمی و آشوبی حرف می‌زند که از خانواده به جهان سرایت می‌کند.   داستان فصلبندی ندارد. حتی فاصله زمانی داستان با یکی دو سطر مثلا لحاظ نشده و این جزو سبک کار نویسنده است. به صفحات آخر که برسید، حس می‌کنید داستان می‌توانسته ادامه داشته باشد. گویا نویسنده نیز این نکته را دریافته و در سال ۲۰۰۰ میلادی دنباله‌ای به نام بِن در جهان بر آن نوشته است. خواندن کتاب فرزند پنجم را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم علاقه‌مندان به ادبیات داستانی به ویژه داستان‌هایی با موضوعات عاطفی و اجتماعی را به خواندن این کتاب دعوت می‌کنیم.  درباره دوریس لسینگ دوریس می لسینگ،۲۲ اکتبر ۱۹۱۹ در کرمانشاه، ایران به دنیا آمد. پدر او کارمند بانک شاهنشاهی ایران بود و مادرش پرستار بود. آن‌ها به زیمباوه مهاجرت کردند و در زمینی زراعی مشغول کاشت ذرت شدند. هرچند تلاش‌هایشان ناموفق بود و ثروتی عایدشان نشد. دوریس در پانزده سالگی به عنوان پرستار بچه مشغول کار شد.  او مقاله‌های سیاسی و اجتماعی که کارفرمایش در اختیارش قرار می‌داد مطالعه می‌کرد. همان دوران به نوشتن روی آورد. در سال ۱۹۳۷ لسینگ به سالزبری (شهری در جنوب انگلیس) نقل مکان کرد. پس از مدت کوتاهی با نخستین همسرش فرانک ویزدم ازدواج کرد و از او صاحب دو فرزند شد. بعد از طلاق از او، لسینگ عضو باشگاه کتاب چپ، یک باشگاه کتاب سوسیالیستی شد و در این‌جا بود که با همسر دومش، گوتفرید لسینگ آشنا شد. آن‌ها خیلی زود با یکدیگر ازدواج کردند و صاحب فرزند شدند. این ازدواج هم کمی بعد به طلاق منجر شد. آثار لسینگ سه دوره‌ی خاص دارند. در دوره‌ی اول، نوشته‌هایش مضمون کمونیستی دارد. کمی بعد که او ضد کمونیست شد، مضمون آثارش به روانشناسانه و صوفیانه تغییر کرد. دوریس لسینگ رمان‌های بسیاری نوشت. کتاب علف‌ها آواز می‌خوانند و دفترچه طلایی مشهورترین آثار او هستند. دوریس لسینگ، روز یکشنبه ۱۷ نوامبر ۲۰۱۳ در سن ۹۴ سالگی در لندن درگذشت.  درباره مهدی غبرایی مهدی غبرایی در سال ۱۳۲۴ در لنگرود در خانواده‌ای پر جمعیت به دنیا آمد. او فرزند محمد غبرایی و فاطمه محمد راسخی است. دوران تحصیلات ابتدایی و دبیرستان را در لنگرود گذراند. در سال ۱۳۴۷ از دانشگاه تهران در رشته علوم سیاسی لیسانس گرفت. از سال ۱۳۶۰ به‌طور حرفه‌ای به کار ترجمه ادبی پرداخت. برادرانش فرهاد غبرایی و هادی غبرایی نیز مترجمند. مهدی غبرایی تا کنون آثار نویسندگان مشهوری مانند خالد حسینی، ارنست همینگوی، جک لندن، ژوزه ساراماگو و هاروکی موراکامی را به فارسی ترجمه کرده است.    بخشی از کتاب فرزند پنجمبرای زندگی دلخواهشان خانه مناسب در لندن پیدا نمی‌شد. به‌هرحال چندان اطمینان نداشتند که لندن برایشان اولویت داشته باشدــ نه، نداشت، ترجیح می‌دادند در شهر کی به سر برند با محیطی خاص خود. آخر هفته را صرف گشتن در شهرک‌های دور و بَر لندن کردند که فاصله زیادی با آن نداشته باشد و طولی نکشید که خانه‌ای بزرگ و ویکتوریایی در باغی پر علف پیدا کردند. عالی! اما خانه‌ای سه اشکوبه، با زیرشیروانی، پر از اتاق و راهرو و پاگرد... در حقیقت پر از فضا برای بچه‌ها، برای یک زوج جوان مسخره به نظر می‌رسید. ولی دلشان می‌خواست بچه زیاد داشته باشند. چون برای آینده بلندپروازی زیادی داشتند، هر دو بی‌پروا گفتند بچه‌های زیاد عین خیالشان نیست. دیوید گفت: «حتی چهار یا پنج‌تا.... یا شش تا.» هریت گفت: «یا شش‌تا!» و آنقدر خندید که...

Oblíbený v

Tento podcast se objevuje také v podcastových žebříčcích těchto zemí.