رواق / Ravaq
فرزآن
0
پادکست رواق با رویکردی روانشناختی به اگزیستانسیالیسم میپردازد و ریشهی بسیاری از احساسات عمیق آدمی مانند غم، ترس و آرزو را واکاوی میکند. هدف این پادکست کشف فردی مخاطبان از ابعاد زیست اصیل است و با تکیه بر آثار اروین یالوم، در این مکاشفه همراه مخاطبان است.
Epizodes
-
سینه مالامال درد است ای دریغا مرهمی ۴۷۰ 16.06.2026 1h 4min«««««🍷میبهـا»»»»»غزل نمره ۴۷۰فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتنسینه مالامال درد است ای دریغا مرهمی دل ز تنهایی به جان آمد خدا را همدمی چشم آسایش که دارد از سپهر تیزرو؟ ساقیا جامی به من ده تا بياسايم دمی زيرکی را گفتم اين احوال بين خنديد و گفت صعب روزی بوالعجب کاری پريشان عالمی سوختم در چاه صبر از بهر آن شمع چگل شاه ترکان فارغ است از حال ما کو رستمی در طريق عشقبازی امن و آسايش بلاست ريش باد آن دل که با درد تو خواهد مرهمی اهل کام و ناز را در کوی رندی راه نيست رهروی بايد جهانسوزی نه خامی بیغمی آدمی در عالم خاکی نمیآيد به دست عالمی ديگر ببايد ساخت وز نو آدمی خيز تا خاطر بدان ترک سمرقندی دهيم کز نسيمش بوی جوی موليان آيد همی گريهی حافظ چه سنجد پيش استغنای عشق کاندر اين توفان نمايد هفت دريا شبنمیSupport this podcast at — https://redcircle.com/ravaq/donations
-
اتت روائح رند الحمی و زاد غرامي ۴۶۹ 15.06.2026 49min«««««🍷میبهـا»»»»»غزل نمره ۴۶۹مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلاتن اَتَت رَوائِحُ رَندِ الحِمیٰ وَ زادَ غِرامي فدای خاک در دوست باد جان گرامی پيام دوست شنيدن سعادت است و سلامت مَنِ المُبَّلِغُ عَنّي اِلیٰ سُعادَ سَلامي؟ بیا به شام غریبان و آب ديدهی من بین به سان بادهی صافی در آبگينهی شامی اِذا تَغَرَّدَ عَن ذِي الاَراکِ طائِرُ خَيرٍ فَلا تَفَرَّدَ عَن رَوضِها اَنِينُ حَمامي بسی نماند که روز فراق یار سر آید رَاَيتُ مِن هَضَباتِ الحِمیٰ قِبابَ خيامي خوشا دمی که درآیی و گویمت به سلامت قَدَمتَ خَيرَ قُدومٍ نَزَلتَ خَير مُقامي بَعِدتُ مِنکَ و قَد صِرتُ ذائِباً کَهِلالٍ اگر چه روی چو ماهت ندیدهام به تمامی و اِن دُعيتُ بِخُلدٍ و صِرتُ ناقِضَ عَهدٍ فَما تَطَيَّبَ نَفسي و مَا استَطابَ مَنامي امید هست که زودت به بخت نیک ببینم تو شاد گشته به فرماندهی و من به غلامی چو سِلک در خوشاب است شعر نغز تو حافظ که گاه لطف سبق میبرد ز نظم نظامیSupport this podcast at — https://redcircle.com/ravaq/donations
-
که برد به نزد شاهان ز من گدا پیامی ۴۶۸ 14.06.2026 1h 5min«««««🍷میبهـا»»»»»غزل نمره ۴۶۸فعلات و فاعلاتن فعلات و فاعلاتنکه برد به نزد شاهان ز من گدا پيامیکه به کوی بزم دردنوشان دو هزار جم به جامی؟شدهام خراب و بدنام و هنوز اميدوارمکه به همت عزيزان برسم به نيکنامیتو که کيميافروشی نظری به قلب ما کنکه بضاعتی نداريم و فکندهايم دامیعجب از وفای جانان که تفقدی نفرمودنه به نامهای پيامی نه به خامهای سلامیاگر اين شراب خام است اگر آن حريف پختهبه هزار بار بهتر ز هزار پخته خامیز رهم ميفکن ای شيخ به دانههای تسبيحکه چو مرغ زيرک افتد نفتد به هيچ دامیسر خدمت تو دارم بخرم به لطف و مفروشکه چو بنده کمتر افتد به مبارکی غلامیبه کجا برم شکايت به که گويم اين حکايتکه لبت حيات ما بود و نداشتی دوامیبگشای تير مژگان و بريز خون حافظکه چنان کشندهای را نکند کس انتقامیSupport this podcast at — https://redcircle.com/ravaq/donations
-
زآن می عشق کزو پخته شود هر خامی ۴۶۷ 13.06.2026 57min«««««🍷میبهـا»»»»»غزل نمره ۴۶۷فاعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلنزان می عشق کزو پخته شود هر خامی گر چه ماه رمضان است بياور جامی روزها رفت که دست من مسکين نگرفت ساق شمشادقدی ساعد سيماندامی روزه هر چند که مهمان عزيز است ای دل صحبتش موهبتی دان و شدن انعامی مرغ زيرک به در خانقه اکنون نپرد که نهادهست به هر مجلس وعظی دامی گله از زاهد بدخو نکنم رسم اين است که چو صبحی بدمد در پیاش افتد شامی يار من چون بخرامد به تماشای چمن برسانش ز من ای پيک صبا پيغامی آن حريفی که شب و روز می صاف کشد بود آيا که کند ياد ز دردآشامی؟ حافظا گر ندهد داد دلت آصف عهد کام دشوار به دست آوری از خودکامیSupport this podcast at — https://redcircle.com/ravaq/donations
-
این خرقه که من دارم در رهن شراب اولی ۴۶۶ 10.06.2026 56min«««««🍷میبهـا»»»»»غزل نمره ۴۶۶مفعول و مفاعیلن مفعول و مفاعیلناين خرقه که من دارم در رهن شراب اولیوين دفتر بیمعنی غرق می ناب اولیچون عمر تبه کردم، چندان که نگه کردمدر کنج خراباتی افتاده خراب اولیچون مصلحتانديشی دور است ز درويشیهم سينه پر از آتش هم ديده پرآب اولیمن حالت زاهد را با خلق نخواهم گفتاين قصه اگر گويم با چنگ و رباب اولیتا بیسروپا باشد اوضاع فلک زين دستدر سر هوس ساقی در دست شراب اولیاز همچو تو دلداری دل برنکنم آریچون تاب کشم باری زان زلف بهتاب اولیچون پير شدی حافظ از ميکده بيرون آیرندی و هوسناکی در عهد شباب اولیSupport this podcast at — https://redcircle.com/ravaq/donations
-
رفتم به باغ تا که بچینم سحر گلی ۴۶۵ 09.06.2026 54min«««««🍷میبهـا»»»»»غزل نمره ۴۶۵مفعول و فاعلات و مفاعیل و فاعلنرفتم به باغ تا که بچینم سحر گلیآمد به گوش ناگهم آواز بلبلیمسکين چو من به عشق گلی گشته مبتلاو اندر چمن فکنده ز فرياد غلغلیمیگشتم اندر آن چمن و باغ دم به دممیکردم اندر آن گل و بلبل تاملیگل يار حسن گشته و بلبل قرين عشقآن را تفضلی نه و اين را تبدلیچون کرد در دلم اثر آواز عندليبگشتم چنان که هيچ نماندم تحملیبس گل شکفته میشود اين باغ را ولیکس بیبلای خار نچيدهست از او گلیحافظ مدار اميد فرج از مدار چرخدارد هزار عيب و ندارد تفضلیSupport this podcast at — https://redcircle.com/ravaq/donations
-
بگرفت کار حسنت چون عشق من کمالی ۴۶۴ 07.06.2026 40min«««««🍷میبهـا»»»»»غزل نمره ۴۶۴مفعول و فاعلاتن مفعول و فاعلاتن بگرفت کار حسنت چون عشق من کمالی خوش باش زان که نبود اين هر دو را زوالی در وهم مینگنجد کاندر تصور عقل آيد به هيچ معنی زين خوبتر مثالی شد حظ عمر حاصل گر زان که با تو ما را هرگز به عمر روزی روزی شود وصالی آن دم که با تو باشم يک سال هست روزی وان دم که بی تو باشم يک لحظه هست سالی چون من خيال رويت جانا به خواب بينم؟ کز خواب مینبيند چشمم بجز خيالی رحم آر بر دل من کز مهر روی ماهت شد شخص ناتوانم باريک چون هلالی حافظ مکن شکايت گر وصل دوست خواهی زين بيشتر ببايد بر هجرت احتمالیSupport this podcast at — https://redcircle.com/ravaq/donations
-
سلام الله ما کر اللیالی ۴۶۳ 06.06.2026 54min«««««🍷میبهـا»»»»»غزل نمره ۴۶۳مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلسلامُ اللهِ ما کَرَّ اللَّياليو جاوَبتِ المَثاني و المَثاليعليٰ وادِي الاَراکِ و مَن عليهاو دارٍ باللِّویٰ فوقَ الرِّماليدعاگوی غريبان جهانمو اَدعو بِالتَّواتُر و التَّواليبه هر منزل که رو آرد (خدایا) خدا رانگه دارش به لطف لايزالیمنال ای دل که در زنجير زلفشهمه جمعيت است آشفتهحالیز خطّت صد جمال ديگر افزودکه عمرت باد صد سال جلالیتو میبايد که باشی ور نه سهل استزيانِ مايهی جاهی و مالیبر آن نقاش قدرت آفرين بادکه گرد مه کشد خط هلالیفَحُبُّک راحتي في کُلِ حينٍو ذِکرُک مونسي في کلِ حاليسويدای دل من تا قيامتمباد از شوق و سودای تو خالیکجا يابم وصال چون تو شاهیمن بدنام رند لاابالی؟خدا داند که حافظ را غرض چيستو عِلمُ اللّٰهِ حَسبي مِن سواليSupport this podcast at — https://redcircle.com/ravaq/donations
-
یا مبسما یحاکی درجا من اللعالی ۴۶۲ 03.06.2026 55min«««««🍷میبهـا»»»»»غزل نمره ۴۶۲مفعول و فاعلاتن مفعول و فاعلاتنيا مُبسِماً يُحاکي دُرجاً مِن اللّآلييا رب چه درخور آمد گِردش خط هلالیحالی خيال وصلت خوش میدهد فريبمتا خود چه نقش بازد اين صورت خيالیمی ده که گر چه گشتم نامهسياه عالمنوميد کی توان بود از لطف لايزالیساقی بيار جامی و از خلوتم برون کشتا در به در بگردم قلاش و لاابالیاز چار چيز مگذر گر عاقلی و زيرکامن و شراب بیغش، معشوق و جای خالیچون نيست نقش دوران در هيچ حال ثابتحافظ مکن شکايت تا می خوريم حالیصافیست جام خاطر در دور آصف عهدقُم فَاسقِني رَحيقاً اَصفيٰ مِن الزُّلاليالمُلکُ قَد تَباهي مِن جَدَّه و جِدِّهيا رب که جاودان باد اين قدر و اين معالیمسندفروز دولت کان شکوه و شوکتبرهان ملک و ملت بونصر بوالمعالیSupport this podcast at — https://redcircle.com/ravaq/donations
-
کتبت قصة شوقی و مدمعی باکی ۴۶۱ 02.06.2026 1h 4min«««««🍷میبهـا»»»»»غزل نمره ۴۶۱مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلنکتبتُ قصةَ شوقي و مَدمَعي باکي بيا که بی تو به جان آمدم ز غمناکیبسا که گفتهام از شوق با دو ديدهی خود اَيا منازلَ سلمي فَاين سَلماکی عجيب واقعهای و غريب حادثهایاَنَا اصطَبَرتُ قَتيلاً و قاتلي شاکي که را رسد که کند عيب دامن پاکت که همچو قطره که بر برگ گل چکد پاکی ز خاک پای تو داد آب روی لاله و گل چو کلک صنع رقم زد به آبی و خاکیصبا عبيرفشان گشت ساقيا برخيز و هاتِ شمسةَ کَرمٍ مُطَيِّبٍ زاکي دَعِ التَّکاسُلَ تَغنَم فَقَد جَريٰ مَثَلٌکه زاد راهروان چستی است و چالاکیاثر نماند ز من بی شمايلت آریاَريٰ مَآثِرَ مَحيايَ من مُحيّاکيز وصف حسن تو حافظ چگونه نطق زند که همچو صنع خدایی ورای ادراکیSupport this podcast at — https://redcircle.com/ravaq/donations
-
سلیمی منذ حلت بالعراقی ۴۶۰ 01.06.2026 1h 3min«««««🍷میبهـا»»»»»غزل نمره ۴۶۰مفاعیلن مفاعیلن مفاعیل سُليميٰ مُنذُ حَلَّت بالعِراقي الُاقي مِن نواها، ما اُلاقي الا ای ساروان منزل دوست اِلي رُکبانِکم طالَ اشتياقي خرد در زندهرود انداز و می نوش به گلبانگ جوانان عراقی رَبيعُ العمر في مَرعيٰ حِماکُم حَماکَ اللهُ يا عهد التَّلاقي بيا ساقی بده رطل گرانم سَقاکَ اللهُ مِن کَأسٍ دِهاقي جوانی باز میآرد به يادم سماع چنگ و دستافشان ساقی می باقی بده تا مست و خوشدل به ياران برفشانم عمر باقی درونم خون شد از ناديدن دوست اَلا تَعساً لِايَّامِ الفِراقي دُموعي بَعدَکُم لا تَحقِروها فَکَم بَحرٍ عميقٍ مِن سَواقي دمی با نيکخواهان متفق باش غنيمت دان امور اتفاقی بساز ای مطرب خوشخوان خوشگو به شعر فارسی صوت عراقی عروسی بس خوشی ای دختر رز ولی گهگه سزاوار طلاقی مسيحای مجرد را برازد که با خورشيد سازد هموثاقی وصال دوستان روزی ما نيست بخوان حافظ غزلهای فراقیSupport this podcast at — https://redcircle.com/ravaq/donations
-
زین خوشرقم که بر گل رخسار میکشی ۴۵۹ 31.05.2026 1h 2min«««««🍷میبهـا»»»»»غزل نمره ۴۵۹مفعول و فاعلات و مفاعیل و فاعلنزين خوش رقم که بر گل رخسار میکشیخط بر صحيفهی گل و گلزار میکشیاشک حرمنشين نهانخانهی مرازان سوی هفت پرده به بازار میکشیهر دم به ياد آن لب ميگون و چشم مستاز خلوتم به خانهی خمار میکشیکاهلروی چو باد صبا را به بوی زلفهر دم به قيد سلسله در کار میکشیگفتی سر تو بستهی فتراک ما شودسهل است اگر تو زحمت اين بار میکشیبا چشم و ابروی تو چه تدبير دل کنموه زين کمان که بر من بيمار میکشیبازآ که چشم بد ز رخت دور میکندای تازهگل که دامن از اين خار میکشیحافظ دگر چه میطلبی از نعيم دهر؟می میخوری و طرهی دلدار میکشیSupport this podcast at — https://redcircle.com/ravaq/donations
-
ای دل آن دم که خراب از می گلگون باشی ۴۵۸ 30.05.2026 1h 1min«««««🍷میبهـا»»»»»غزل نمره ۴۵۸فاعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلنای دل آن دم که خراب از می گلگون باشیبی زر و گنج به صد حشمت قارون باشیدر مقامی که صدارت به فقيران بخشندچشم دارم که به جاه از همه افزون باشیدر ره منزل ليلی که خطرهاست در آنشرط اول قدم آن است که مجنون باشینقطهی عشق نمودم به تو هان سهو مکنور نه چون بنگری از دايره بيرون باشیکاروان رفت و تو در خواب و بيابان در پيشکی روی؟ ره ز که پرسی؟ چه کنی؟ چون باشی؟تاج شاهی طلبی گوهر ذاتی بنمایور خود از گوهر جمشيد و فريدون باشیساغری نوش کن و جرعه بر افلاک فشانچند و چند از غم ايام جگرخون باشی؟حافظ از فقر مکن ناله که گر شعر اين استهيچ خوشدل نپسندد که تو محزون باشیSupport this podcast at — https://redcircle.com/ravaq/donations
-
اطلاعیه نمره چند 27.05.2026 1minسلامSupport this podcast at — https://redcircle.com/ravaq/donations
-
هزار جهد بکردم که یار من باشی ۴۵۷ 20.02.2026 1h 2min«««««🍷میبهـا»»»»»غزل نمره ۴۵۷مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن هزار جهد بکردم که يار من باشی مرادبخش دل بیقرار من باشیشبی به کلبهی احزان عاشقان آیی دمی ندیم دل سوگوار من باشی چراغ ديدهی شبزندهدار من گردی انيس خاطر اميدوار من باشیاز آن عقيق که خونين دلم ز عشوهی او اگر کنم گلهای غمگسار من باشی چو خسروان ملاحت به بندگان نازند تو در ميانه خداوندگار من باشی در آن چمن که بتان دست عاشقان گيرند گرت ز دست برآيد نگار من باشیمن اين مراد ببينم به خود که نيمشبی به جای اشک روان در کنار من باشی شود غزالهی خورشيد صيد لاغر من گر آهویی چو تو يک دم شکار من باشی سه بوسه کز دو لبت کردهای وظيفه من اگر ادا نکنی قرضدار من باشی من ار چه حافظ شهرم جوی نمیارزم مگر تو از کرم خويش يار من باشیSupport this podcast at — https://redcircle.com/ravaq/donations
-
نوبهار است در آن کوش که خوشدل باشی ۴۵۶ 12.02.2026 48min«««««🍷میبهـا»»»»»غزل نمره ۴۵۶فاعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلننوبهار است در آن کوش که خوشدل باشیکه بسی گل بدمد باز و تو در گل باشیچنگ در پرده همين میدهدت پند ولیوعظت آن گاه کند سود که قابل باشیمن نگويم که کنون با که نشين و چه بنوشکه تو خود دانی اگر زيرک و عاقل باشیدر چمن هر ورقی دفتر حالی دگر استحيف باشد که ز کار همه غافل باشینقد عمرت ببرد غصهی دنيا به گزافگر شب و روز در اين فکرت باطل باشیگر چه راهیست پر از بيم ز ما تا بر دوسترفتن آسان بود ار واقف منزل باشیحافظا گر مدد از بخت بلندت باشدصيد آن شاهد مطبوعشمايل باشیSupport this podcast at — https://redcircle.com/ravaq/donations
-
عمر بگذشت به بیحاصلی و بوالهوسی ۴۵۵ 07.02.2026 1h 6min«««««🍷میبهـا»»»»»غزل نمره ۴۵۵فاعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن عمر بگذشت به بیحاصلی و بوالهوسی ای پسر جام میام ده که به پيری برسی چه شکرهاست در اين شهر که قانع شدهاند شاهبازان طريقت به مقام مگسی دوش در خيل غلامان درش میرفتم گفت: ای عاشق بيچاره تو باری چه کسی؟ با دل خونشده چون نافه خوشش بايد بود هر که مشهور جهان گشت به مشکيننفسی لَمَعَ البرقُ من الطّورِ و آنَستُ به فَلعلّی لَکَ آتٍ بشهابٍ قبسی کاروان رفت و تو در خواب و بيابان در پيش وه که بس بیخبر از غلغل چندين جرسی بال بگشا و صفير از شجر طوبی زن حيف باشد چو تو مرغی که اسير قفسی تا چو مجمر نفسی دامن جانان گيرم جان نهاديم بر آتش ز پی خوشنفسی چند پويد به هوای تو ز هر سو حافظ يَسَّرَ اللهُ طريقاً بک يا ملتمسیSupport this podcast at — https://redcircle.com/ravaq/donations
-
ز کوی یار میآید نسیم باد نوروزی ۴۵۴ 07.01.2026 1h 7min«««««🍷میبهـا»»»»»غزل نمره ۴۵۴مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن ز کوی يار میآيد نسيم باد نوروزی از اين باد ار مدد خواهی چراغ دل برافروزی چو گل گر خردهای داری خدا را صرف عشرت کن که قارون را غلطها داد سودای زراندوزی ز جام گل دگر بلبل چنان مست می لعل است که زد بر چرخ فيروزه صفير تخت فيروزی چو امکان خلود ای دل در اين فيروزهايوان نيست مجال عيش فرصت دان به فيروزی و بهروزیسخن در پرده میگويم بهار و گل غنیمت دانکه بيش از پنج روزی نيست حکم مير نوروزی طريق جستن چيست؟ ترک کام خود گفتن کلاه سروری آن است کز اين ترک بردوزی ندانم نوحهی قمری به طرف جويباران چيست مگر او نيز همچون من غمی دارد شبانروزی؟ جدا شد يار شيرينت کنون تنها نشين ای شمع که حکم آسمان اين است اگر سازی و گر سوزی میای دارم چو جان صافی و صوفی میکند عيبش خدايا هيچ عاقل را مبادا بخت بد روزیبه عجب علم نتوان شد ز اسباب طرب محروم بيا ساقی که جاهل را هنیتر میرسد روزیبه بستان شو که از بلبل رموز عشق گیری یادبه مجلس آی کز حافظ سخن گفتن بیاموزیSupport this podcast at — https://redcircle.com/ravaq/donations
-
ای که دایم به خویش مغروری ۴۵۳ 06.01.2026 1h 6min«««««🍷میبهـا»»»»»غزل نمره ۴۵۳فاعلاتن مفاعلن فعلن ای که دايم به خويش مغروری گر تو را عشق نيست معذوری گرد ديوانگان عشق مگرد که به عقل عقيله مشهوری مستی عشق نيست در سر تو رو که تو مست آب انگوری روی زرد است و آه دردآلود عاشقان را دوای رنجوری بگذر از نام و ننگ خود حافظ ساغر می طلب که مخموریSupport this podcast at — https://redcircle.com/ravaq/donations
-
طفیل هستی عشقاند آدمی و پری ۴۵۲ 04.01.2026 1h 5min«««««🍷میبهـا»»»»»غزل نمره ۴۵۲مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن طفيل هستی عشقاند آدمی و پری ارادتی بنما تا سعادتی ببری بکوش خواجه و از عشق بینصيب مباش که بنده را نخرد کس به عيب بیهنری می صبوح و شکرخواب صبحدم تا چند به عذر نيمشبی کوش و گريه سحریچو مستعد نظر نيستی وصال مجوی که جام جم نکند سود وقت بیبصریتو خود چه لعبتی ای شهسوار شيرينکار که در برابر چشمی و غايب از نظری هزار جان مقدس بسوخت زين غيرت که هر صباح و مسا شمع مجلس دگری کلاه سروريت کج مباد بر سر حسن که زيب بخت و سزاوار ملک و تاج سری به بوی زلف و رخت میروند و میآيند صبا به غاليهسایی و گل به جلوهگری دعای گوشهنشينان بلا بگرداند چرا به گوشهی چشمی به ما نمینگری؟ بيا و سلطنت از ما بخر به مايهی حسن و از اين معامله غافل مشو که حيف خوریز من به حضرت آصف که میبرد پيغام که ياد گير دو مصرع ز من به نظم دری بيا که وضع جهان را چنان که من ديدم گر امتحان بکنی می خوری و غم نخوریچو هر خبر که شنیدم رهی به حیرت داشتاز این سپس من و ساقی و وضع بیخبری طريق عشق طريقی عجب خطرناک است نعوذبالله اگر ره به مقصدی نبری به يمن همت حافظ اميد هست که باز اَریٰ اُسامرُ ليلایَ ليلةَ القمرٍSupport this podcast at — https://redcircle.com/ravaq/donations
Populārs valstī
Šis podkasts parādās arī šo valstu podkastu topos.