8am Media | پادکست ۸صبح

8am Media | پادکست ۸صبح

8am Media
Land Afghanistan
Taal FA
Afleveringen 171
Laatste 31.07.2026

پادکست‌های ۸صبح با حضور کارشناسان، تحلیل‌گران و فعالان سیاسی و مدنی، مسائل عمده و اساسی جامعهٔ افغانستان و موضوعات جهانی مرتبط با آن را مورد بحث قرار می‌دهد. این رسانه چهار پادکست تولید می‌کند: دو پادکست فارسی با نام‌های «پادکست هفتگی» و «سخن زن»، یک پادکست پشتو به نام «ژوری خبري» و یک پادکست انگلیسی به نام «Insights». تمرکز اصلی برنامه‌ها بر تحلیل مسائل اجتماعی، سیاسی و مدنی افغانستان است.

Afleveringen

  • سخن زن/58: مخرج مشترک زنده‌گی مادران و دختران؛ حسرت درس خواندن 31.07.2026 9min
    لبخند پرغروری بر لبانش نشست و گفت: «بله، اول‌نمره صنف بودم؛ اما قسمت نشد بعد از صنف دهم ادامه بدهم. سال بعد با پدرت ازدواج کردم. آن روزها هم پنهانی درس می‌خواندیم، هم قالین‌بافی می‌کردیم و هم چادر می‌دوختیم تا خرج خانه را تامین کنیم.»
  • سخن زن/57: سوگ رویاهایی که به کانکور نرسیدند 23.07.2026 9min
    ما فقط نظاره‌گر بودیم. نظاره‌گر اعلام نتایجی که هیچ سهمی در آن نداشتیم. فهرست‌ها منتشر شدند، نام‌ها خوانده شدند، رتبه‌ها اعلام شدند، اما جای هزاران دختر در آن خالی بود؛ دخترانی که شاید اگر فرصت داشتند، بهترین نتیجه‌ها را رقم می‌زدند، شاید پزشک می‌شدند، آموزگار، مهندس، خبرنگار، قاضی، پژوهشگر یا هر چیزی که سال‌ها در سکوت و سختی آرزویش را پرورانده بودند.
  • ریزموج‌ها/9: گفت‌وگو با زهرا یگانه 15.07.2026 49min
    زهرا یگانه، نویسنده و کنش‌گر حقوق زنان، سال‌های بسیاری از زنده‌گی خود را صرف دادخواهی برای احقاق حقوق زنان و مبارزه با تبعیض و نابرابری کرده است. او روایت زنده‌گی و تجربه‌های زیسته‌اش را در کتاب «روشنای خاکستر» به رشته تحریر درآورده؛ کتابی که فراتر از یک زنده‌گی‌نامه شخصی، بازتابی از بخشی از تجربه جمعی زنان افغانستان است. او در این گفت‌وگو، درباره مسیر زنده‌گی، انگیزه‌های کنش‌گری، دشواری‌ها، مقاومت و امید به آینده سخن می‌گوید. 
  • سخن زن/56: از هرات تا کابل؛ هراسی که با هم‌دستی طالب‌صفتان چند برابر شد 30.06.2026 7min
    او به من گفت: «تو را گفتم اگر حرف ما را نشنوی و از خانه بیرون شوی، وقتی طالبان تو را بردند، دیگر راهی به این خانه نداری.» پدرم نیز هر بار یادآوری می‌کند که اگر پایم به حوزه طالبان برسد، دیگر دختر او نیستم و حتا نامی از من نخواهد برد. گویا پس از رویدادهای هرات، اعضای خانواده‌ام نیز با خانه‌نشین شدن دختران موافق شده‌اند.
  • سخن زن/55: پدر، وطن و زخم‌هایی که هرگز کهنه نمی‌شوند 24.06.2026 14min
    حاصل یک عمر زنده‌گی پربار، اما کوتاهش را بر سنگ مزارش نوشتند: «محمد حسن، فرزند محمد اعظم، باشنده اصلی ولایت پروان، ولسوالی جبل‌السراج، روستای گلبهار، سکونت فعلی ناحیه ۱۱ خیرخانه. تحصیلات ابتدایی خود را در مکتب خیرخانه به پایان رساند و در سال ۱۳۶۵ وارد دانشگاه حربی شد و تحصیلاتش را در رشته مخابره به پایان رساند. بیش از بیست سال در اردوی افغانستان خدمت کرد، از جمله ۱۰ سال در قول اردوی عملیات‌های خاص و بیش از یک سال را منحیث قوماندان کندک هشتم کوماندو در لوگر ایفای وظیفه کرد و سرانجام به تاریخ ۲۸ جوزای سال ۱۳۹۷، روز چهارم عید سعید فطر، در بازار خضر ولایت لوگر توسط مرمی دشمنان مردم افغانستان جام شهادت نوشید. روحش شاد باد.»
  • ریزموج‌ها/8: گفت‌وگو با جورجا پیتروپائولی (Giorgia Pietropaoli) 11.06.2026 27min
    Professor Giorgia Pietropaoli is an Italian writer, investigative journalist, researcher, and cultural activist from Rome. She studied Classical Literature as well as Persian Language and Literature, and earned her PhD in Political Science. Through her work as a journalist and researcher, she has focused on human rights, women’s voices, and cultural narratives. She recently published an investigative essay titled Afghanistan: Dove Tutto Cambia per Non Cambiare Mai (“Afghanistan: Where Everything Changes So Nothing Ever Changes”).
  • سخن زن/54: فهمیدم که قاعده‌گی تابو نیست 31.05.2026 10min
    با دیدن ناگهانی خون در بدنم، شوکه شدم. وقتی دیدم که از من خون می‌آید، چشمانم از ترس گشاد شده بود، گونه‌هایم سرخ شده بود و بدنم از ترس می‌لرزید. در دلم غوغایی از دلهره برپا بود. با خود می‌گفتم: «مرا چی شده است؟ این چیست؟ خدایا، خدایا، مرا چی شده است؟» از مادرم شرم می‌کردم که بگویم در آن قسمت خصوصی بدنم خون دیده‌ام. در حالی‌که مادرم زن مهربان و بادرکی بود، اما در وجودم احساس شرم می‌کردم.
  • سخن زن/53: شهر از درد به خود می‌پیچد 21.05.2026 7min
    انفجار در شفاخانه معتادان رخ داده است. تعداد قربانیان را ۴۰۰ تن اعلام کرده‌اند. با دیدن تصاویر و آگاه شدن از هویت قربانیان، آه بزرگی می‌کشیم. مادرم، در حالی که اشک در چشمانش حلقه می‌بندد، می‌گوید: «امان از دل مادران‌شان در این شب و روزهای عید…»
  • ریزموج‌ها/7: گفت‌وگو با رضوانه رحیمی 14.05.2026 36min
    رضوانه رحیمی، روان‌شناس و زنی است که سال‌ها همدرد، همراز و مشاور زنان بوده است؛ زنانی که برای بهبود زنده‌گی و ارتقای سلامت روان‌شان به او مراجعه کرده‌اند. در این گفت‌وگو از مسیر روان‌شناس شدن او می‌شنویم، از موضوعاتی که بیشتر زنان در اتاق درمان درباره آن صحبت می‌کنند، و از تجربه‌های او در مواجهه با دخترانی که در شرایط دشوار فعلی زنده‌گی می‌کنند. او از دخترانی می‌گوید که گاهی هیچ راه و چاره‌ای پیش روی خود نمی‌بینند، اما همچنان به دنبال نور امید هستند و نمی‌خواهند در سایه افسرده‌گی باقی بمانند.
  • سخن زن/52: «آن فرانک» و دختران افغانستان؛ آیا این وحشت پایان خواهد یافت؟ 07.05.2026 13min
    آن، دختری که رویای نویسنده شدن را در سر داشت، دیگر نمی‌توانست آزادانه در خیابان‌های شهر قدم بزند، نمی‌توانست در صنف درس بنشیند، نمی‌توانست دوستانش را ببیند. چرا؟ تنها به جرم این‌که یهودی بود. یهودیانی که محکوم بودند تا ستاره زرد بر لباس‌شان بدوزند، نه به نشانه افتخار، بلکه به نشانه تحقیر، جدایی و سرنوشت تلخی که در انتظارشان بود. آن‌هایی که این علامت را داشتند، دیگر حق نداشتند در پارک‌ها بنشینند، به سینما بروند یا حتا از دوچرخه استفاده کنند. مغازه‌ها، مکاتب و شفاخانه‌ها یکی پس از دیگری درهای‌شان را به روی‌شان بستند. بعد از مدتی، آن‌ها را از خانه‌های‌شان بیرون کشیدند، مانند اشیایی بی‌ارزش در واگن‌های آهنی تنگ و بدون هوا چپاندند، به مقصدی که نامش را با دروغ‌های فریبنده پوشانده بودند، اما حقیقت آن چیزی جز مرگ نبود.
  • سخن زن/51: آموزش در انحصار طالبان؛ پنج سال چگونه گذشت؟ 30.04.2026 10min
     روایت ثریا، یکی از دانشجویان دانشگاه کابل، روایت تلاش و زحمت ده‌ها دانشجویی است که پس از راه‌یابی به دانشگاه، بی‌ثمر باقی مانده است؛ روایت او، روایت پنج سال انتظار و حسرت است.
  • ریزموج‌ها/6: گفت‌وگو با مریم میترا 22.04.2026 48min
    مریم میترا، شاعر، پژوهشگری است که همواره کوشیده قلم‌اش امتداد زیست‌جهان شخصی و پژواک صدای بخشی از جامعه باشد. در این گفت‌وگو، از کودکی‌اش و نخستین شعرهایی که سروده، سخن می‌گوید. همچنین، از امکان‌ ترجمه شعر و معنای آن در زنده‌گی‌اش و نیز از تجربه تعلیق و زیستن در تبعید روایت می‌کند.
  • سخن زن/50: وقتی زنگ مکتب برای همه به صدا در نمی‌آید 13.04.2026 14min
    این دو روایت بخشی از واقعیت تلخ محرومیت ساختاری میلیون‌ها دختر در افغانستان است. قصه‌های‌شان را بشنوید.
  • سخن زن/49: رنج در قامت یک زن؛ عمرم به پایان می‌رسد و غمم نه 07.04.2026 10min
    پس از ناپدید شدن شوهر، فشارها بر او چند برابر شد. به‌عنوان یک زن تنها، بارها مورد بازجویی و آزار قرار گرفته و از او خواسته‌اند شوهرش را حاضر کند. در فضای مردسالار و بسته کنونی، او ناچار است به‌تنهایی از خود و فرزندانش در برابر تهدیدها محافظت کند. دوستان شوهرش—که از او طلبکارند—بارها او و فرزندانش را تهدید کرده‌اند و حتا خطر ربودن آن‌ها را مطرح کرده‌اند.
  • ریزموج‌ها/5: گفت‌وگو با شکردخت جعفری 01.04.2026 30min
    شکردخت جعفری، دانشمند برجسته، مخترع و نخستین زن فیزیک‌دان طبی افغانستان است؛ زنی که نامش با نوآوری و پیشگامی در عرصه‌ دانش گره خورده است. تاکنون چندین اختراع از او به ثبت رسیده و جوایز معتبر جهانی به پاس خدمات و دستاوردهایش به وی اهدا شده است. در این گفت‌وگو، جعفری از تجربه‌های زیسته‌ی خود سخن می‌گوید: از مسیر دشوار و پرچالش تحصیلی که پیموده، از بیگانه‌انگاشته‌شدن در وطن خویش، و از تبعیض‌هایی که در محیط‌های اکادمیک تجربه کرده است. روایت او بازتاب مبارزه‌ زنان افغانستان برای حضور در عرصه‌های علمی و شکستن مرزهای سنتی و از پیش تعیین‌شده است. دستاوردهای علمی و قصه‌ی زندگی شکردخت جعفری، در زمانه‌ای که زنان و دختران افغانستان با محدودیت‌های سنگین روبه‌رو هستند، نه‌تنها الهام‌بخش، بلکه چراغی برای امید و مقاومت است.
  • سخن زن/48: آیا ما دختران از حافظه جامعه شده‌ایم؟ 30.03.2026 6min
    هر صبح که برادرانم به کار یا درس می‌روند، من از پشت پنجره نگاه می‌کنم؛ نه از روی حسادت، بلکه از روی حس حذف شدن. حس این‌که من در نقشه این جامعه جایی ندارم.
  • «سخن زن/47: سر زبان‌ها اسم او بود، کنارش «خودکشی 22.02.2026 13min
    چای‌مان را در گیلاس ریخت و گفت: «دخترم، این بار نوبت توست… انشاءالله به زودی، تو هم مثل سما جان عروس می‌شوی!» مادرش چند دقیقه نشست و بعد رفت. من و او تنها ماندیم. آن روز برایم همه‌چیز را گفت؛ این‌که چگونه پدرش او را در قمار به یک مرد باخت. مردی که دست‌کم پانزده سال از او بزرگ‌تر بود. گفت هیچ علاقه‌ای به او ندارد. گفت: «او هم مثل پدرم است. آغاز زنده‌گی‌ام را پدرم به لجن کشید، ادامه‌اش را او می‌کشد.»
  • سخن زن/46: ما فرق داریم 07.02.2026 11min
    می‌دانستم نگران است. با آن‌که خودش هم راضی نبود، اما هیچ‌وقت مانع رفتنم نشد. پدرم همیشه تکیه‌گاهم بوده است. حتا مادرم از شدت نگرانی می‌گفت نرو؛ چون می‌ترسید روزی به خانه برنگردم. پدرم می‌دانست اگر او هم مانع رفتنم شود، یعنی شکستن من؛ یعنی بریدن و از دست دادن آخرین امیدم.
  • سخن زن/45: رویاهای ما نباید بمیرند 02.02.2026 11min
    من در افغانستان هستم؛ جایی شبیه یک چاه عمیق و تاریک. آرزو دارم نه‌تنها مریم، بلکه همه دختران از این سیاه‌چاله بیرون بیایند. در این چهار سال، اگر نهادهای آموزشی بیرون از افغانستان بر دختران افغانستان معیارهای سخت‌گیرانه نمی‌گذاشتند، بسیاری از دختران می‌توانستند به تحصیل خود ادامه دهند. اگر هر سال حتا یک دختر به این مراکز راه پیدا کند، می‌توان از نسل‌کشی رویاهای‌مان و نابودی زنده‌گی دختران جلوگیری کرد. این راه‌حل منطقی‌ای است که به ذهنم می‌رسد. بیایید دست‌به‌دست هم بدهیم تا دختران را از این شرایط خفه‌کننده نجات دهیم.
  • ریزموج‌ها/4: گفت‌وگو با رابعه الکوزی 24.01.2026 18min
    با مممنوعیت تحصیل زنان، هزاران دختر از دستیابی به آموزش محروم شدند و ناچار بودند برنامه‌ها و آرزوهای آینده‌ی خود را نیمه‌کاره رها کنند. در این میان زنانی بودند که دغدغه‌ اصلی‌شان حفظ جان و سلامت هم‌نوعان‌شان بود؛ زنانی که با وجود ده‌ها چالش و محدودیت، راه خود را در رشته‌های طبی ادامه دادند. اما با یک فرمان از ادامه‎‌ی آن راه بازداشته شدند. رابعه الکوزی یکی از این زنان است. او در این گفت‌وگو از علاقه‌اش به رشته‌ی قابلگی، اهمیت تحصیل زنان در این رشته و تجربیات‌اش سخن می‌گوید.

Populair in

Deze podcast verschijnt ook in de podcastlijsten van deze landen.