شعر | با صدای شاعر

شعر | با صدای شاعر

Schahrouz
Land USA
Sjanger Arts, History, Books
Språk FA
Episoder 371
Siste 15.06.2026

این پادکست شامل شعرهای معاصر ایران است که با دکلمه و صدای خود شاعر خوانده می‌شوند. شنوندگان می‌توانند برای دسترسی به شعرهای تفکیک‌شده بر اساس شاعر، به پلی‌لیست‌های ساندکلاد مراجعه کنند. همچنین امکان دانلود شعرها از طریق کانال تلگرام فراهم شده است.

Episoder

  • احمد شاملو | کسی را اعتراضی هست؟ 15.06.2026 1min
    ▨ نام گردانه: کسی را اعتراضی هست؟▨ شاعر: احمد شاملو▨ با صدای: احمد شاملو▨ پالایش و تنظیم: شهروز کبیریـــــــــــــــــ...(کسی را اعتراضی هست؟)و در نعش‌کشی که به گورستان می‌رودمردگانِ رسمی هنوز تقلایی دارندو نبض‌ها و زبان‌ها را هنوزاز تبِ خشم تقلایی {کوبش و آتشی} هست....دیری‌ است تا دَم بر نیاورده‌ام اما اکنونهنگامِ آن است که از جگر فریادی برآرمکه سرانجام اینک شیطان که بر من دست می‌گشاید....صفِ پیادگانِ سرد آراسته استو پرچمبا هیبتِ رنگینبرافراشته.تشریفات در ذُروه‌ی کمال است و بی‌نقصی استراست در خورِ انسانی که برآنندتا همچون فتیله‌ی پُردودِ شمعی بی‌بهابه مقراضش بچینند....(کسی را اعتراضی هست؟) ▨ احمد شاملو - ۲۰ تیرِ ۱۳۶۳ بخشی از شعر در جدال با خاموشیاز دفتر شعر «مدایح بی‌صله»ـــــــــــــــپی‌نوشت اول: سه‌نقطه یعنی شعر در آنجا برش خورده و پیوسته نیست.پی‌نوشت دوم: متن شعر منطبق بر خوانش شاعر است و با نسخۀ چاپ شده در کتاب، تفاوت‌هایی دارد. شکل مکتوب شعر‌، در داخل آکولاد { } آمده است. 
  • نادر نادرپور | دیدار 12.06.2026 2min
    ▨ نام شعر: دیدار▨ شاعر: نادر نادرپور▨ با صدای: نادر نادرپور▨ پالایش و تنظیم: شهروزـــــــــــــــــــــــــــــــمن او را دیده‌بودمنگاهی مهربان داشتغمی در دیدگانش موج می‌زدکه از بختِ پریشانش نشان داشتنمی‌دانم چرا هر صبح، هر صبحکه چشمانم به بیرون خیره می‌شدمیان مردمش می‌دیدم و بازغمی تاریک بر من چیره می‌شدشبی در کوچه‌ای دوراز آن شب‌ها که نور آبی ماهزمین و آسمان را رنگ می‌کرداز آن مهتاب شب‌های بهاریکه عطر گل فضا را تنگ می‌کرددر آنجا، در خَمِ آن کوچه‌ی دورنگاهم با نگاهش آشنا شدبه یک دَم آن‌چه در دل بود گفتیمسپس چشمان ما از هم جدا شداز آن شب دیگرش هرگز ندیدمتو پنداری که خوابی دلنشین بودبه من گفتند او رفتنپرسیدم چرا رفتولی در آن شب بدرود، دیدمکه چشمانش هنوز اندوهگین بود▨ نادر نادرپور از کتاب: شعر انگور
  • فریدون مشیری | آزادی (پشه‌ای در استکان) 07.06.2026 2min
    ▨ نام شعر: آزادی (پشه ای در استکان)▨ شاعر: فریدون مشیری▨ با صدای: فریدون مشیری▨ پالایش و تنظیم: شهروز کبیریـــــــــــــــــپشّه‌ای در استکان آمد فرودتا بنوشد آنچه واپس مانده بودکودکی از شیطنت بازی‌کنانبَست با دستش دهانِ استکانپشّه دیگر طعمه‌اش را لب نزدجَست تا از دامِ کودک وارهدخشک‌لب می‌گشت حیران، راه‌جوزیر و بالا، بسته هر سو راهِ اوروزنی می‌جُست در دیوار و درتا به آزادی رسد بار دگرهرچه بر جستِ تکاپو می‌فزودراهِ بیرون رفتن از چاهش نبودآنقدر کوبید بر دیوار سَرتا فرو افتاد خونین بال و پرجان گرامی بود و آن نعمت لذیذلیک آزادی گرامی‌تر عزیز▨فریدون مشیری
  • م. آزاد | تو را با چه نامی بخوانم؟ 03.06.2026 3min
    ▨ نام شعر: تو را با چه نامی بخوانم؟▨ شاعر: م. آزاد (محمود مشرف آزاد تهرانی)▨ با صدای: م. آزاد (محمود مشرف آزاد تهرانی)▨ پالایش و تنظیم: شهروز کبیریــــــــــــــــــــــــتو را دوست دارمتو را با همین چشم‌های هراسانتو را دوست دارمتو را در زمستانِ بیدادتو را ای صدایِ صداهاتو را ای خیالِ رهاییدر این شب که یلداستدر این عسرت، این وهم، این بی‌پناهیتو را با چه نامی بخوانم؟به نامی که زیباترین است،نامی که داری؟بخوانم تو را بختِ بیداربنامم تو را روشنی، روشنایی؟تو را ماهتو را مهرتو را مهربان، مهربانی؟تو را با چه نامی بخوانم؟▨ م. آزاد
  • احمد شاملو | ماهی 02.06.2026 2min
    ▨ نام شعر: ماهی▨ شاعر: احمد شاملو▨ با صدای: احمد شاملو▨ پالایش و تنظیم: شهر وز کبیریـــــــــــــــــمن فکر می‌کنمهرگز نبوده قلبِ مناینگونهگرم و سُرخ:احساس می‌کنمدر بدترین دقایقِ این شامِ مرگ‌زایچندین هزار چشمه‌ی خورشیددر دلممی‌جوشد از یقین؛احساس می‌کنمدر هر کنار و گوشه‌ی این شوره‌زارِ یأسچندین هزار جنگلِ شادابناگهانمی‌روید از زمین.□آه ای یقینِ گم‌شده، ای ماهیِ گریزدر برکه‌های آینه لغزیده توبه‌تو!من آبگیرِ صافی‌ام، اینک! به سِحرِ عشق؛از برکه‌های آینه راهی به من بجو!□من فکر می‌کنمهرگز نبودهدستِ مناین سان بزرگ و شاد:احساس می‌کنمدر چشمِ منبه آبشرِ اشکِ سُرخ‌گونخورشیدِ بی‌غروبِ سرودی کشد نفس؛احساس می‌کنمدر هر رگمبه هر تپشِ قلبِ منکنونبیدارباشِ قافله‌یی می‌زند جرس.□آمد شبی برهنه‌ام از درچو روحِ آبدر سینه‌اش دو ماهی و در دستش آینهگیسویِ خیسِ او خزه‌بو، چون خزه به‌هم.من بانگ برکشیدم از آستانِ یأس:«ــ آه ای یقینِ یافته، بازت نمی‌نهم!»▨ احمد شاملو - ۱۳۳۸از دفتر شعر باغ آینه
  • هوشنگ ابتهاج | پرنده می‌داند 29.05.2026 4min
    ▨ نام شعر: پرنده می‌داند▨ شاعر: هوشنگ ابتهاج (سایه)▨ با صدای: هوشنگ ابتهاج (سایه)▨ پالایش و تنظیم: شهروزـــــــــــــــــــــــــــــخیال دلکش پرواز در طراوت ابربه خواب می‌ماندپرنده در قفس خویشخواب می‌بیندپرنده در قفس خویشبه رنگ و روغن تصویر باغ می نگردپرنده می‌داندکه باد بی‌نفس استو باغ تصویری‌ستپرنده در قفس خویشخواب می‌بیند▨هوشنگ ابتهاجمتخلص به ه.الف سایه
  • احمد شاملو | وارتان سخن نگفت (مرگ نازلی) 27.05.2026 1min
    ▨ نام شعر: وارتان سخن نگفت (مرگ نازلی)▨ شاعر: احمد شاملو▨ با صدای: احمد شاملو▨ پالایش و تنظیم: شهروز کبیریـــــــــــــــــــــــــ« وارطان! بهار خنده زد و ارغوان شکفت.در خانه، زیر پنجره گل داد یاس پیر.دست از گمان بدار!با مرگِ نحس پنجه میفکن!بودن به از نبود شدن، خاصه در بهار…»وارطان سخن نگفت،سرافرازدندان خشم بر جگرِ خسته بست و رفت□« وارطان ! سخن بگو!مرغ سکوت، جوجه‌ی مرگی فجیع رادر آشیان به بیضه نشسته ست!»وارطان سخن نگفت،چو خورشیداز تیرگی بر آمد و در خون نشست و رفت...□وارطان سخن نگفتوارطان ستاره بود:یک دم درین ظلام درخشید و جست و رفت...وارطان سخن نگفتوارطان بنفشه بودگل داد ومژده داد: «زمستان شکست!»ورفت…▨ احمد شاملوزندان قصر ۱۳۳۳از دفتر شعر هوای تازه
  • علی وافی | خرده مگیرید 23.05.2026 3min
    ▨ شعر: خرده مگیرید▨ شاعر: علی وافی▨ با صدای: علی وافی▨ پالایش و تنظیم: شهروزــــــــــــــــــــــسجاده نهادیم به ما خرده مگیریدمیخانه گشادیم به ما خرده مگیریداز وعدە‌ی وصلی که به شیرینیِ عمر استگر خوش‌دل و شادیم به ما خرده مگیریدما برگ درختان خزان‌گیر زمانیمبازیچە‌ی بادیم به ما خرده مگیریدگر بر سخن دشمنِ مِی، لحظه‌ی اندرز (بر سر منبر)وقعی ننهادیم به ما خرده مگیریدماندیم گر از قافلە‌ی شوق‌سوارانمجروحِ جهادیم به ما خرده مگیریدور در ره امید و به امید رهاییاز پای فتادیم به ما خرده مگیریددل‌سوخته لب‌دوخته فریاد نمودیمما تشنە‌ی دادیم به ما خرده مگیریدچون وافیِ آواره ز کوی و وطن خویشهمخانە‌ی بادیم به ما خرده مگیرید▨علیرضا پوربزرگ وافیمتخلص به وافیــــــــــــــــــــــعلی وافی یکی از مهم‌ترین شاگردان استاد شهریار به شمار می‌رود و سبک سرایش او نیز به شهریار نزدیک است.
  • احمد شاملو | همه‌ی زندگی من 12.04.2026 4min
    ▨ قطعه: همهٔ زندگی من▨ صدای: احمد شاملو #احمد_شاملو♬ پالایش و تنظیم: شهروز کبیریــــــــــــــپی‌نوشت: این مصاحبه در واقع برشی از مستند «این بامداد خسته» است. فیلمی از جناب آقای فرشاد فداییان.
  • یدالله رویایی | دلتنگی ۱۲ 06.04.2026 3min
    ▨ نام شعر: دلتنگی ۱۲▨ شاعر: یدالله رویایی▨ با صدای: یدالله رویایی▨ پالایش و تنظیم: شهروز کبیریــــــــــــــــقلبی میان ما می زد قلبی میان ما زده‌ می‌شد كه ناگهان ما را از آن اطاقك مأنوس بردند دیوارهای زندانتا كوچه‌ای نسازنداز پهنا می رفتند آن سوی پنجره هر سرفه‌ای كه عابر می كرد یك كارد از ستاره می‌افتاد این‌سویِ پنجره هر ۲۴ ساعت یكبار یك تازیانه از تقویم برمی‌خاستقلبِ درشتِ سنگ نمی‌زد و برگجز در میان باران، از قلب خود صدای تپیدن نمی‌شنید تقویم و تازیانهو دیوارهای پهن ما را از آن اتاقك مأنوس تا ۲۴ سرفه تا ۲۴ كارد بدرقه كردند.▨یدالله رویاییسال ۱۳۳۳ - در زنداناز دفتر شعر «دلتنگی ها»ــــــــــــپی‌نوشت: به علت سانسور، این شعر در برخی چاپ ها دلتنگی شماره ۱۱ است
  • بهرام بیضایی | ز گهواره تا گور زور است و زور 27.02.2026 4min
    ▨ نام شعر: ز گهواره تا گور زور است و زور▨ شاعر: بهرام بیضایی▨ با صدای: بهرام بیضایی♬ پالایش و تنظیم: شهروز کبیری ــــــــــــــــاین شعر در رثا و بزرگ‌داشتِ سیمین بهبهانی سروده شده است.ــــــــــــــــز گهواره تا گور زور است و زورخداوند زورا در افتی به گوربه نفرین چرا باید آغاز کردبه اشک از چه داری دو چشمِ نمورهنر نیست نفرینِ نامردمانتو در مویه، ایشان به جشن و سرورپیِ گور خود رفت چابک‌سواربدان دخمه بردش پیِ خویش گوربه سیمین بگو ای که نامت بلندکه هم‌تای خویشی و از خویش دورگشودی سخن را درِ بسته‌ایز خورشید گفتی و از موشِ کورز گورت کشیدند، گوری دگرچنان مرده‌دزد و چنان مرده‌شورکه این گوربانان ز مرگ آمدندبه مرگ‌اند زنده، به مرگ‌اند جورچه رنجی و نالی و سوزی به دردمرنج و مسوز و منال و مشورخدای سخن را مگر گور بوداز این بی‌هنر لشگرِ سلم و تورمگر قره‌العین در چاه نیستکه باز آیدش چه‌چه از چاهِ دورشبی مرگبار است پر تندرخشنه پیداست سوگ و نه پیداست سورسفید است چشمِ شبِ روسیاهپدر دشنه زد در {بر} جگرگاهِ پوریکی بت شکستند و خود بت شدندتن از تب بسوزانَدَم چون تنورکه گورِ جوانان برآورده‌اندچه آهو به دام و چه ماهی به تورنگفتند موری که دانه‌کش استنگفتند آیا میازار مورگذشت آن‌که مردم بخوانی رمهگذشت آن‌که مردم ببینی ستورچنین است انجام آن خوابِ خوشکه شب گربه آمد به چشم آن سمورچه نالی که گیتی چنین هم نماندخرد آمد آری‌و بشکست زورز خونِ سیاوش برآمد نهالکه گرسیوزش کُشت و تیغِ دَمورندیدند یاران و کی می‌رسدکه پرده براندازد از خویش هورچه شیرین سرودی شود روزِ تلخچه شوری در افتد در آوای شوربه هر گوشه آوازه‌ای سر دهندبخوانند چامه به زخمِ چگورکه سیمین به زر نامِ خود برنوشتبهشتِ سخن را نه بر سنگِ گور▨ بهرام بیضایی
  • منوچهر آتشی | غربت 27.02.2026 1min
    ▨ نام شعر: غربت▨ شاعر: منوچهر آتشی (سرنا)▨ با صدای: منوچهر آتشی♬ پالایش و تنظیم: شهروزــــــــــــــــــــــــدر کوره‌ راه ِ گندمآن جفت شادبال ِ سبک‌ پا را می‌بینی؟آن جفت ِ بال در بالکه در گذار ِ خودگلبرگ‌های سرخ شقایق رامثل هزار گله‌ی پروانهاز خواب ِ سرخ ِ رنگبیدار می‌کنند؟آن زائران مشهد ِ دیدارآن آهوان رعناآن جفت پارسا را می‌بینی؟اینجا ولی هنوزاز انبوه وهم خویشچشم مرا به حیرت می‌کاویو در کویر دور نگاهمطرحی به جز گریز نمی‌یابی▨شعر غربتاز دفتر شعر آواز خاک
  • شمس لنگرودی | بفرمایید آقایان 24.02.2026 1min
    ▨ نام شعر: بفرمایید آقایان▨ شاعر: شمس لنگرودی▨ با صدای: شمس لنگرودی▨ پالایش و تنظیم: شهروزــــــــــــــــــبفرمایید آقایانبعد از جنگبه جز انسان خوراکی دیگری نداریمپُرسِ ماهیچهقلبِ سرخ‌دشدهاز نوعِ مسافرِ تازه‌رسیدهبجنگید آقایانبجنگید و حوض خانه‌تان را از غرق‌شدگان پُر کنیدمهمانان زیادندو شما که شناگرِ ماهری هستیدو غرق‌شدگان را به نام کوچکشان می‌شناسیدبجنگید آقایانمشتری‌های زبان‌شناسی داریمکه فرق بره و گرگ را خوب می‌شناسنداینجا قیمت انسان ارزان‌تر از فیله‌ی مرغ استبفرمایید سرد می‌شود▨شمس لنگرودیاز دفتر شعر درون شدم از دری که نیست
  • علی باباچاهی | امضای یادگاری 23.02.2026 3min
    ▨ نام شعر: امضای یادگاری▨ شاعر: علی باباچاهی▨ با صدای: علی باباچاهی▨ پالایش و تنظیم: شهروز کبیریشنیدن شعر با صدای شاعرــــــــــــــــزیرِ همین چند سطرِ گلِ سرخ را امضا کنو نام و نام ‌خانوادگی‌ات را هم بنویسبیست‌وچند سال دیگر از اینجا که می‌گذریمن که نباشمتمامِ حیاط را پوشانده است.امضای یادگاری برای همین‌جور چیزهاستچشم‌هایت را در آینه امضا می‌کنیو دست‌هایت را در پنجره‌ای رو به غروب            برای بیست‌وچند سالِ بعد.من که نباشم قطار از سرعتش می‌کاهداما نمی‌ایستدتو به ناچار پشت همین چیزهای امضا شدهپنهان می‌شویهوا را امضا می‌کنیو به جای چند سطرِ گلِ سرخ                     دود و سوت و                           چرخ‌های قطار را.باید دوباره زاده شویحالا که بیست‌وچند سال گذشته ستدر بیست‌وچند سال بعدباید دوبارهاما افق‌های در سرعتِ قطارتعطیل استشماره‌تلفنی هم در کار نیستشخصاً مراجعه کنشماره‌پلاکی هممن برمی‌دارمتو شخصاً سکوت کنو نام و نامِ خانوادگی‌ات را همو زیر چرخ‌های قطارقطار از سرعتش می‌کاهد اماتو بایدپشتِ چند سطرِ گلِ سرخپشتِ چشم‌های در آینه ‌امضا شدهپنهان شویامضا همین که خشک شودپشت سرِ عکس‌ها و عبارت‌هااز رودخانه بگیر       تا قطار که از سرعتشاز پنجره‌های رو به غروب        تا هرچه نمی‌دانی از کجا را پیدا می‌کنیدر بیست‌وچند سال بعدمرا پیدا می‌کنیشماره‌تلفنی در کار نیستافق‌های ناشناخته تعطیل استمن برمی‌دارمتو شخصاً سکوت کن.▨علی باباچاهیدی ماه ۱۳۷۴─────♬ ─────شعر با صدای شاعر | @schahrouzk
  • بکتاش آبتین | فرشته‌ خانوم 21.02.2026 6min
    ▨ نام شعر: فرشته خانم▨ شاعر: بکتاش آبتین▨ با صدای: بکتاش ابتین♬ از آلبوم: او یک فرشته بود♬ پالایش و تنظیم از بنده نیستــــــــــــــــجوراب‌های دخترم را بخیه می‌زنمزنم!گاهی عروسکمگاهی چند روزپیراهن چرکم که چسبیده‌ام به تنم!عصبانی‌ام شبیه رگ‌های گردن مادرمو می‌لرزم شبیه هق‌هق‌ شانه‌های دخترم!می‌رقصمدر آینه می‌رقصم با خودمبا اولین عشقم که نیستو خاطره‌ها گریه می‌کنند در دامنم!هزاردستانمبا یک دست کیف دخترم هستم غذای سوخته‌امبا یک دست جاروبرقی‌امو اگر برق نباشدتاریک است که پاهای بسیاری در من روشن می‌شود!جاروگرم! هزارپایم! خدا می‌داند که چه جانوری هستم! [جاروگرم! هزارپایم! خدا می‌داند چه جانوری هستم!]اما نگو که کثیفم که نیستمکه اگر پیراهن خونی به تن دارمکسی را جز خودم نکشته‌امو نگو کثیفم که نیستم اما لخت می‌گویمهمیشه در من آشغال‌هاییبا اتومبیل‌های تمیز دور زده‌اند!بوقم اتومبیلم سرهای برگشته بر منمنم!صندلی‌ام! برای هر پیشنهادی پایه‌ام!خیالت تخت از راه که برسم تختم!درد نمی‌فهمم به قول تو بدبختم!بر صورتم سیلی، تنها صداست که می‌ماندجای زخم بر پیراهنم!و دکمه‌هایم همه پاره استصبورم شبیه دختر اعرابزنده به گورم!و قافیه‌ها همگی مثل من هرزه‌اند!صدای آه خودش را در من کش می‌دهدو چه می‌دانم که تو از من چه می‌دانیکه کفش‌های پاشنه‌بلندمبر پله‌ها چرا جیغ می‌کشند؟ چرا؟....]بر پله‌ها چرا جیغ می‌کشد؟ چرا؟....]گاهی لحظات امام‌زاده‌ای در من است!وقتی گریه می‌کنم چادر نمازم! مادرم هستمبه تو تهمت می‌زنم پدرم هستم!و چند مشت توی دهانم...کلید می‌شود دندان‌های مادرم بر قفل دنیاکه بر لولای تنم جز دربه‌دری نمی‌چرخید خاک بر سرمسنگ قبرم!همیشه در شیون زندگی دارمو هر روزانگشت‌های مردی فاتحفاتحه می‌خواند بر تنم!هر که اشاره می‌کند منم!هزار اسم دارم هر نامی که می‌شنوم بر می‌گردم!مهتابم ستاره‌ام سحرمتا صبح نمی‌خوابم شبم!و هزار اسم دیگر باز منم!فقط گاهی در شناسنامه و در رویای مادرمفرشته‌ام!نیستم؟!▨ بکتاش آبتیناز مجموعه شعر «در میمونِ خودم پدربزرگم»
  • سیمین بهبهانی | ای شهر 19.02.2026 4min
    ▨ نام شعر: ای شهر▨ شاعر: سیمین بهبهانی▨ با صدای: سیمین بهبهانی▨ پالایش و تنظیم: شهروز کبیریـــــــــــــــــــــــای شهر! ز خط می‌شویند دیوار خیابانت را تا باد نخواند زین پس اوراق پریشانت را مغزِ در و دیوارت را از حافظه عریان خواهند تا یاد نیارد زین‌پس غمنامه‌ی حرمانت را دیروز چنان می‌دیدم, امروز چنین می‌بینم آن یاوه‌نویسانت را، این یاوه‌زدایانت را دیروز چه محنت بردی, جان خستی و تن آزردی هر لقمه که رنگین خوردی خون بود خورش نانت را شب‌های سیه‌پوشت را دیدند و چه اندیشیدند کز حجله چراغان کردند هر گوشه‌ی ویرانت را بس دسته‌ی گل کز نکهت در گور نمی‌گنجیدند این است که پرگل کردند گنجایشِ میدانت رادر خونِ هزاران کودک پرورده شد از نمناکی این شوره که می‌پوساند دیواره‌ی زندانت را ای شهر! ز خط می‌شویند وز هرچه غلط می‌شویند چون نقره جلا می‌بخشند بام و در و ایوانت راگر خونِ هزاران سروت در پای هدر پاشیده ست خوشدستیِ سروآرایان پرداخته تاوانت راباور کنم آیا؟ باور؟ این طرفه که اکنون دیگر فرماندهِ ویرانی‌ها دارد سر عمرانت را؟ ▨ سیمین بهبهانیفروردین ۱۳۷۲
  • بر دار کردن حسنک | صدای محمود دولت‌آبادی 16.02.2026 11min
    ▨ قطعه: بر دار کردن حسنک از تاریخ بیهقی▨ نویسنده: ابوالفضل بیهقی▨ با صدای: محمود دولت‌آبادی #محمود_دولت‌آبادی♬ کارگردان صوتی: شهروز کبیری
  • اسماعیل خویی | رباعیات ۲ 30.01.2026 3min
    ▨ نام شعر: منتخبی از رباعیات خویی - بخش دوم▨ شاعر: اسماعیل خویی▨ با صدای: اسماعیل خویی▨ پالایش و تنظیم: شهروزــــــــــــــــــــــــمن با تو نگویم که چه یا چون بنویساز حالِ درون یا که ز بیرون بنویسبنویس بدان چه‌ت آید از دل، یعنیای شاعرِ قتل‌عام، با خون بنویس▨ چون گام در این خانه‌ی شر بگذاریدانگار که گام در سقر بگذاریدآنجا که سرود دانته که‌ای آمدگانامیدِ نجات، پشتِ در بگذارید▨ اندوهِ هزارساله دارم در دلای کاش نبینَدَم غمِ دیگر دلمن پیرترم هزار سالی امروزبا داغِ هزارها جوانم بر دل▨ با این‌همه خون که از تَنَش گشت روانرفته‌ست ز اندامِ وطن توش و توانبا این‌همه باش تا ز جا کنده شودسیلابه‌ی شیخ‌اوژنِ جان‌های جوان▨ از کینه و بغض و خشم آکنده شدیمبر مرکبِ انقلاب تازنده شدیمفریاد زدیم: شاه مردم‌خوار استشیخ آمد و ما ز شاه شرمنده شدیم▨ اسماعیل خویی
  • اسماعیل خویی | رباعیات ۱ 29.01.2026 4min
    ▨ نام شعر: منتخبی از رباعیات خویی - بخش اول▨ شاعر: اسماعیل خویی▨ با صدای: اسماعیل خویی▨ پالایش و تنظیم: شهروزــــــــــــــــــــــــدو بیتی‌هایی که در این بخش می‌شنوید، عمدتا به افتخار مهدی اخوان ثالث (م.امید) و دیدن دوباره‌ی او سروده شده است.ــــــــــــــــــــــــگفت آزادی، گفتمش میرِ من استگفتا شادی، گفتم اکسیرِ من استگفت آینده، گفتم آنک پسرمگفتا که امید، گفتم او پیرِ من است▨ جان‌پاره‌ی دل‌نوازی از میهنِ منمی‌آید و جان فزاید اندر تنِ منمی‌آید و من چنان به خود می‌آیمکه انگار به من باز می‌آید منِ من▨ نه‌ز حشمت و نه‌ز حکمت و نه‌ز جادوی ماکز لطفِ خود است رامِ ما آهوی مانومیدی ما لاف و گزاف است و دروغوقتی که امید خود می‌آید سوی ما ▨ یک دشت مزار و جانِ غم‌باره‌ی منآن میهن من، این منِ آوراه‌ی منبا این همه تا امید باشد، گو باشصد خنجر زخم و دلِ صد پاره‌ی من▨ خورشید اگرچه ناپدید آمده استیک گوشه از آفاق سپید آمده استگوید دل من که: ناامید آمده‌آمگویم: دلِ من مگو! امید آمده است!▨ نیمی بیم است زندگی، نیم امیدزاید ز امید بیم و، از بیم امیدور زان که خلاف آمدِ این می‌جوییبنگر که من آمدم پس از میم امید▨اسماعیل خویی
  • ایرج جنتی عطایی | خانه سرخ است 25.01.2026 2min
    ▨ نام شعر (ترانه): خانه سرخ است▨ شاعر: ایرج جنتی‌عطایی▨ با صدای: ایرج جنتی‌عطایی▨ پالایش و تنظیم: شهروز کبیریـــــــــــــــــخانه سرخ و کوچه سرخ است و خیابان سرخ استباری از خون پهنه‌ی برزن و میدان سرخ استدِه به دِه پرچم خشم است که بر می‌خیزدمزرعه زرد و چپر سبز و بیابان سرخ استتا گلِ خونیِ فریاد در این باغستانساقه از ضربه‌ی شلاقِ زمستان سرخ استوحشتی نیست از انبوهِ مسلسل‌دارانتا در این دشت، غرورِ کینه‌داران سرخ استرو سیاه است اگر این شبِ مردم‌کشِ بدتا دمِ صبحِ وطن سینه‌ی یاران سرخ استبا تو سرسبزی از ایثار سیه‌پوشان استای مسلّط! دستت از خون شهیدان سرخ است!▨ایرج جنتی‌عطایی

Populær i

Denne podkasten finnes også i podkast-listene til disse landene.