Tarikh Be Revayat e Movarekh | پادکست تاریخ به روایت مورخ

Tarikh Be Revayat e Movarekh | پادکست تاریخ به روایت مورخ

PersianBMS
Ülke Amerika Birleşik Devletleri
Dil FA
Bölüm 105
Son 02.09.2026

این پادکست به روایت تاریخ در قالب نمایش‌های رادیویی می‌پردازد. در فصل دوم، به مناسبت دویستمین سال‌روز تولد حضرت باب، ماندانا دختر ایرانی، روایت‌های نبیل زرندی را که از دوست بهائی‌اش شنیده است مرور می‌کند. نبیل نیز خود بار دیگر تاریخش را بازگو می‌کند. برنامه به زبان فارسی تهیه شده و تلاش دارد گوشه‌هایی از تاریخ بهائی را از زبان یک مورخ روایت کند.

Bölümler

  • فصل 1 - قسمت 1 – شیخ احمد احسائی (بخش ۱) 09.01.2017 16dk
    در این قسمت ماندانا اقدام به خواندن تاریخ نبیل میکند که از دوستش ترنم گرفته، ولی بخاطر نثر قدیمی آن، نمیتواند براحتی آنرا بخواند. ولی
  • فصل 1 - قسمت ۲ – شیخ احمد احسائی (بخش ۲) 16.01.2017 17dk
    نبیل زرندی از حیات و اقدامات شیخ احمد احسایی برای ماندانا میگوید وشرایط اجتماعی آن زمان ایران را برای ماندانا شرح میدهد.
  • فصل 1 - قسمت ۳ – سیّد کاظم رشتی (بخش ۱) 23.01.2017 17dk
    نبیل زرندی برای ماندانا از علاقه شدید شیخ احمد به سیدکاظم رشتی و انتخاب او برای ماموریتی مهم میگوید…
  • فصل 1 - قسمت ۴ – سید کاظم رشتی (بخش ۲) 30.01.2017 17dk
    بعد از مدتی شیخ برای زیارت به مکه و مدینه سفر می کند و قبل از این که از کربلا خارج بشود سید کاظم رشتی را به عنوان جانشین خود تعیین کرده و اسرار خود را با او در میان می گذارد و…
  • فصل 1 - قسمت ۵ – بعد از وفات شیخ احمد احسایی 06.02.2017 18dk
    شیخ احمد ۸۱ سال عمر کرد و در سال ۱۲۴۲ هجری قمری فوت کرد. او را در قبرستان بقیع مدینه و پشت دیواری که مرقد رسول الله علیه السلام است به خاک سپردند و…
  • فصل 1 - قسمت ۶ – ماموریّت ملاّحسین بشرویه‌ای در اصفهان 13.02.2017 17dk
    ملاحسین به اصفهان پیش یکی از علمای بزرگ اون زمان به اسم سید محمد باقر رشتی رفت و با او صحبت کرد و اونقدر صحبت هاش جالب بود که…
  • فصل 1 - قسمت ۷ – داستان شیخ حسن زنوزی 20.02.2017 18dk
    شیخ حسن زنوزی می گفت سه روز بعد از آن دیدار، همان جوان وارد محضر سیّد شد و نزدیک درب نشست و با نهایت ادب و وقار به درس سیّد گوش می داد. همین که چشم سیّد به آن جوان افتاد، سکوت کرد و…
  • فصل 1 - قسمت ۸ – آخرین سال‌های سید کاظم رشتی 27.02.2017 16dk
    نبیل : سیدکاظم با کمال شجاعت هر نوع اذیت و آزاری را تحمّل می کرد تا این که بالاخره همه دشمنانش خوار و ذلیل شدند. ماندانا : مگه چطور شد؟
  • فصل 1 - قسمت ۹ – وفات سید کاظم رشتی 06.03.2017 16dk
    نبیل : سید کاظم به شاگردانش می گفت به راستی می گویم بعد از قائم، قیّوم ظاهر خواهد شد و پس از باب جمال حسینی آشکار می شود. آن وقت سرّ کلمات شیخ احمد معلوم می شود…
  • فصل 1 - قسمت ۱۰ – جستجوی موعود 13.03.2017 15dk
    نبیل : جناب ملاحسین پس از آن به ملاقات دو تن از شاگردان مشهور سید کاظم یعنی میرزا حسن گوهر و میرزا محیط کرمانی رفتند و سفارشهای استاد بزرگوار را یاد آوری کردند و فرمودند برخیزید تا به جستجوی موعود بپردازیم…
  • فصل 1 - قسمت ۱۱ – به سوی شیراز 27.03.2017 16dk
    نبیل: ملاحسین بوهای خوش قدسی را در بوشهر احساس می کرد اما مدت زیادی در بوشهر نماند زیرا احساس می کرد که یک قوه پنهانی او را به سمت شمال و به طرف شیراز می کشاند
  • فصل 1 - قسمت ۱۲ – آن شب سرنوشت‌ساز 03.04.2017 17dk
    نبیل: بله ملاحسین برای میرزا احمد قزوینی تعریف کرده بود که من پیش خودم دو موضوع را شرط درستی ادعای کسی می دانستم که ادعای قائمیت کند ماندانا: بله، سر این دو شرط بودیم. از دیشب تا حالا همه اش فکر می کردم که این دو شرط چی می تونسته باشه
  • فصل 1 - قسمت ۱۳ – آمدن ملّا علی بسطامی 10.04.2017 17dk
    ماندانا: درسته. به اونجا رسیدیم که صبح شد و ملاحسین از منزل حضرت باب بیرون اومد. ...نبیل: بله، ملّا حسین برای میرزا احمد قزوینی تعریف کرده که
  • فصل 1 - قسمت ۱۴ – کودکی و جوانی حضرت باب 17.04.2017 16dk
    نبیل: احسنت! آن حضرت ۲۵ سال و ۴ ماه و ۴ روز داشتند که دعوت خودشان را اعلان کردند. ماندانا : قبلش چی؟ از قبلش نگفتین که کجا بودن و چی کار می کردن
  • فصل 1 - قسمت ۱۵ – سلام بر خورشید 08.05.2017 16dk
    نبیل : آن حضرت در هنگام طلوع آفتاب با کمال فرح و سرور به خورشید و آفتاب سلام می کردند. نبیل: این خورشیدی که طلوع می کند و همه دنیا را با نور خودش روشن می کند، تو را به یاد چیزی نمی اندازد .
  • فصل 1 - قسمت ۱۶ – ماموریت ملاّحسین بشرویه‌ای و ملاّعلی بسطامی 15.05.2017 17dk
    نبیل: حضرت باب به ملاحسین فرمودند که من با جناب قدوس به حج بیت می روم و ترا برای روبه رو شدن با دشمن خونخوارمی گذارم. مطمئن باش که به موهبت کبری فائز خواهی شد ماندانا: یعنی چی این که گفتین…؟
  • فصل 1 - قسمت ۱۷ – پایانِ داستانِ عبدالوهّاب 22.05.2017 15dk
    نبیل: حاجی عبدالمجید تعریف می کرد که من خیلی عصبانی شده بودم. همین که به آنها رسیدم و چشمم به ملاّعلی افتاد با نهایتِ خشونت حمله ور شدم و شروع به کتک زدنِ او کردم
  • فصل 1 - قسمت ۱۸ – سفر ملاّحسین بشرویه‌ای به طهران 29.05.2017 16dk
    نبیل: شاگردان سید باقر رشتی شروع به دشمنی با ملاّحسین کردند و نزد سید اسدالله از ورود ملاحسین شکایت کردند تا او را به مخالفت با ملاّحسین برانگیزند
  • فصل 1 - قسمت ۱۹ – خانواده نوری 05.06.2017 17dk
    نبیل: ملاّ محمّد نوری تعریف کرده که ملاّحسین از من پرسید:” آیا امروزه از فامیل میرزا بزرگ نوری کسی هست که معروف باشد و در شهرت و آداب و اخلاق و دانش جانشین او به حساب بیاید؟ ” گفتم: ” آری، در میان پسران او یکی از همه ممتازتر و در رفتار شبیه پدر است
  • فصل 1 - قسمت ۲۰ – نمایندگان مجتهد نوری 12.06.2017 17dk
    بالاخره ملاّمحمّد تصمیم گرفت دو نفر از شاگردان ممتاز و مشهور خود را به حضور حضرت بهاء الله بفرستد. به آنها گفت: " می روید و میرزا حسینعلی را ملاقات می کنید و ".از حقیقت منظور و اصل دعوت او باخبر می شوید. هرچه شما تشخیص بدهید من بدون هیچ حرفی قبول خواهم کرد. تشخیص شما تشخیص من است

Şurada popüler

Bu podcast şu ülkelerin podcast listelerinde de yer alıyor.